ترجمه :
ادلّه صحيحىها
و بههرحال براى صحيحى و تصحيح قولش به وجوهى استدلال شده است كه ذيلا ذكر مىشوند :
وجه اوّل تمسّك به تبادر
وجه اوّل براى ادلّه صحيحىها تبادر بوده و در آن ادّعاء كردهاند كه از اطلاق الفاظ معناى صحيح آنها به ذهن سبقت مىگيرد .
البتّه بين اين ادّعاء و اينكه الفاظ عبادات طبق اين مبنى مجملات هستند هيچگونه تنافى و تهافتى نيست زيرا تنافى در صورتى بين اين دو است كه معانى اين الفاظ به اين نحو از اجمال حتّى معلوم نباشد درحالىكه دانسته شد معانى مزبور اجمالا معلوم بوده بدون اينكه بتوان وجه آنها را تفصيلا دانست .
تحرير و شرح
حاصل استدلال صحيحى در اين وجه آنست كه :
الفاظ عبادات وقتى اطلاق و القاء مىشوند همچون زمانى كه گفته مىشود :
زيد نماز خواند ، عمرو روزه گرفت ، خالد به حجّ رفت و امثال اين استعمالات آنچه به ذهن خطور مىكند اينست كه زيد نماز صحيح و عمرو روزه درست و خالد حجّ تمام و كمال بجا آورده است و نفس اين خطور و تبادر علامت آنست كه اسامى مذكور و ديگر الفاظ براى خصوص صحيح وضع شدهاند .