تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و كان من باب استعمال اللّفظ الموضوع للجزء فى الكلّ لا من باب اطلاق الكلّى على الفرد و الجزئى كما هو واضح و لا يلتزم به القائل بالاعمّ فافهم . ترجمه :

تصوير قدر جامع بنا بر قول اعمىها

آنچه در تصوير جامع گفته يا مىتوان گفت وجوهى است كه ذيلا نقل مىگردد :

وجه اوّل

وجه اوّل آنست كه بگوئيم جامع عبارتست از مجموع اجزائى از عبادت همچون اركان در نماز مثلا و اجزاء زائد برآن صرفا در مأمور به اعتبار شده‌اند نه در مسمّى .

انتقاد مصنّف ( ره ) به اين وجه

ولى اين وجه اشكالى دارد كه روشن و بارز است چه آنكه تسميه ماهيّت نماز و گذاردن اسم « صلاة » حقيقتا دائر مدار وجود اين اركان نيست زيرا بديهى است با اخلال به برخى از اركان نام « صلاة » باز صادق است بلكه چه‌بسا به واسطه اخلال به بعضى از اجزاء غير ركنى يا انتفاء پاره‌اى از شرائط حقيقت صلاة منتفى است حتّى بنا بر قول اعمى . از اين اشكال گذشته ايراد ديگرى كه به اين وجه وارد است آنكه اگر لفظ « صلاة » را در نمازى كه غير از اركان اجزاء و شرائط ديگر را واجد باشد استعمال كنند چون استعمال در غير موضوع له است بايد طبق اين وجه مجاز
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 163 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى