تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
مختلف مىباشد . ب : آنكه وجودش نفس وجود مركّبات باشد بنابراين بين آن و مناشى انتزاعش ميز و تشخّصى نمىباشد همچون انسان كه عين مركّبات خارجى نظير انسان كامل و ناقص الاجزاء مىباشد . در قسم اوّل اگر مركّب مردّد بين اقلّ و اكثر باشد چون اكتفاء باقلّ و ترك جزء زايد موجب شكّ در تحقّق امر بسيط منتزع مىشود لاجرم شكّ در اين موارد از قبيل شكّ در محصّل غرض بوده و همان‌طورىكه در محلّش مقرّر است مجراى اشتغال و احتياط است فلذا اگر وضوء مردّد بين شش يا هفت جزء باشد و شكّ كنيم كه شستن دستها تا مچ قبل از ريختن آب به صورت از اجزاء واجبه است براى يقين بحصول طهارت اتيان آن واجب و لازم مىباشد و مثال عرفى آن اين است كه اگر طبيب به مريضى كه به بيمارى صفراوى مبتلا است دستور دهد كه براى ازاله صفراء سكنجبين تناول كند منتهى مريض نداند طبيب دو يا سه قاشق تجويز نموده چون مقصود اصلى ازاله صفراء است و در حصول آن با اكتفاء به دو قاشق شكّ مىباشد ازاين‌رو لازم است احتياط كرده و به خوردن سه قاشق سكنجبين مبادرت ورزد . ولى در قسم دوّم كه امر بسيط از نظر وجود عين مركّب مىباشد اگر مركّب منشا انتزاع مردّد بين اقلّ و اكثر بود چون در واقع شكّ در وجوب جزء زائد است با يقين به لزوم اقلّ لاجرم نسبت به جزء اضافى برائت مىتوان جارى كرد و باتيان اقلّ اكتفاء نمود . پس از توجّه به اين مقدّمه اينك مىگوييم : در جواب از اشكال يادشده شقّ سوّم را انتخاب كرده و اشكال را اين‌گونه پاسخ مىدهيم . قدر جامع به عقيده صحيحى عبارتست از مفهوم واحدى كه از افراد مركّب خارجى انتزاع مىگردد كه هريك از اين مركّبات از حيث قلّت اجزاء و يا كثرت با هم اختلاف دارند و چون اين مفهوم بسيط وجودش به عين همين