تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
كلّى است مانند : زيد انسان يا الانسان حيوان . با توجّه به اين نكته مىگوييم : براى تشخيص مجاز و حقيقت از راه حمل و صحّت سلب حمل اگر معنائى را موضوع قرار داده و لفظ مورد آزمايش را توانستيم بحمل اوّلى يا شايع برآن حمل كنيم معلوم مىشود كه معناى مورد نظر معناى حقيقى لفظ است چنانچه در مثال حيوان المفترس اسد چنين است و اگرنه تنها حمل صحيح نبود بلكه سلب آن صحّت داشت كشف مىشود كه لفظ مسلوب از معنا مجازا در آن استعمال مىشود چنانچه در مثال رجل شجاع ليس باشد چنين مىباشد ، پس اگر در موردى لفظ اسد اطلاق شد و از آن رجل شجاع را اراده كردند معلوم مىشود اين استعمال ، استعمال مجازى است .

توضيح امر دوّم

عين همان اشكالى كه در تبادر نقل شد و در ضمن آن مستشكل اظهار نمود كه علامت بودن تبادر براى حقيقت مستلزم دور است در اينجا شده و مستشكل مىگويد اگر عدم صحّت سلب را بخواهيم علامت براى حقيقت بدانيم دور پيش مىآيد زيرا عدم صحّت سلب موقوف است بر علم بموضوع له و علم بموضوع له نيز بحسب فرض موقوف بر عدم صحّت سلب شده و اين دور آشكار و واضح است . در جواب همان دو بيانى كه در آنجا ذكر شد مىآوريم و مىگوييم : مقصود از عدم صحّت سلب يا از نظر مستعلم و كسى است كه در مقام استعلام برآمده و يا منظور عدم صحّت سلب پيش ابناء محاوره است . در صورت اوّل مىگوييم : عدم صحّت سلب موقوف است بر علم اجمالى به موضوع له و علم تفصيلى به آن موقوف بر عدم صحّت سلب است و اين دور نيست چون طرفين آن با هم متفاوت مىباشند . و در صورت دوّم گوئيم : علم مستعلم به موضوع له موقوف است بر
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 110 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى