تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2090

مساهمون:

ص٢٠٩٠
ترجمه و شرح : فصل مصنّف گويد : الفى را كه بعد از فتحه متّصل واقع شده از « ياء » يا « واو » كه حركتشان اصلى است بدل بياور مشروط باينكه تالى ايندو متحرّك باشد . شارح گويد : مقصود اينست كه : « واو » يا « يائى » كه داراى حركت اصلى هستند به الف بايد بدل شوند مشروط به دو شرط . الف : آنكه بعد از فتحه متّصل آمده باشند يعنى هم فتحه و هم ايندو حرف در يك كلمه واقع باشند . ب : آنكه حرف بعد از ايندو نيز متحرّك باشد . مانند : باع و قال . اصل ايندو : بيع و قول بوده و چنانچه ملاحظه مىشود « ياء » و « واو » داراى حركت اصلى بوده و حرف بعد از آن دو نيز متحرّك است مضافا به اينكه هردو بعد از فتحه متّصل قرار گرفته‌اند لذا به الف قلب شده‌اند . بخلاف موردى كه اين خصوصيّات فراهم نباشد مثلا « واو » يا « ياء » متحرّك نبوده همچون : بيع و قول . يا متحرّك بوده ولى حركتشان اصلى نباشد مانند : جيل و توم كه مخفّف جيئل و توأم مىباشند چه آنكه ياء و واو حركتشان بعد از حصول تخفيف يعنى حذف همزه پيدا شده نه آنكه در اصل متحرّك باشند . يا بعد از غير فتحه آمده باشند مانند : عوض . يا پس از فتحه منفصل قرار گرفته باشند همچون : انّ يزيد و مق . در اين مثال فتحه قبل از « يا » در كلمه « انّ » و ياء در « يزيد » قرار گرفته لذا فتحه نسبت به « ياء » غير منفصل است چنانچه فتحه قبل از « واو » در كلمه « يزيد » و « واو » در « ومق » واقع شده از اينرو فتحه « دال » يزيد نسبت به « واو » ومق غير منفصل محسوب مىشود . يا حرف تالى ايندو متحرّك نباشد كه مصنّف در عبارت بعدى به آن اشاره كرده كه شرحش عنقريب بيان مىشود و به هرصورت در هيچيك از موارد مذكور واو و ياء به الف قلب نمىشوند .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2090 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى