تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2091

مساهمون:

ص٢٠٩١
مصنّف گويد : و در صورتى كه ساكن باشد از اعلال شدن ياء يا واوى كه لام الفعل واقع نشده‌اند امتناع نما . شارح گويد : مراد اينست كه : حرف تالى واو و ياء اگر ساكن باشد ايندو را اعلال نبايد نمود مشروط به اينكه واو يا ياء لام الفعل قرار نگرفته باشند مانند : بيان و طويل چنانچه ملاحظه مىشود « ياء » در « بيان » قبل از الف آمده و الف ساكن است و نيز « واو » در « طويل » پيش از « ياء » آمده و آن ساكن مىباشد فلذا هيچكدام از ياء و واو به الف قلب نشده‌اند . مصنّف گويد : ولى واو يا يائى كه لام الفعل قرار گرفته‌اند ممنوع الاعلال نمىباشند . شارح گويد : يعنى آنها را در اين حال به الف بدل مىكنند . مصنّف گويد : بواسطه ساكنى كه الف يا ياء مشدّد نمىباشد واو يا ياء ممنوع الاعلال نمىگردند . شارح گويد : يعنى حرف ساكنى كه بعد از ياء يا واو قرار گرفته در صورتى كه الف يا ياء مشدّد نباشد موجب منع اعلال آن دو نمىگردد مانند : يخشون ويمحون . اصل ايندو : يخشيون و يمحوون بوده سپس به الف قلب شده يخشاون و يمحاون گرديد به جهت التقاء ساكنين الف از هردو حذف شد و آن دو به صورت يخشون و يمحون در آمدند . و چنانچه ملاحظه مىشود در مثال اوّلى بعد از « ياء » واو قرار گرفته و در مثال دوّمى بعد از « واو » واوديگر آمده و هيچيك از ايندو الف يا ياء مشدّد نمىباشند لاجرم مانعى از اعلال وجود نداشته و اعلال صورت گرفته است . بخلاف حرف ساكنى كه الف بوده همچون : غليان و نزوان يا ياء مشدّده باشد مانند : غنوىّ و علوىّ كه در اين امثله و نظائر اينها واو و ياء به الف مبدل نمىشوند .