تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2087

مساهمون:

ص٢٠٨٧
و شاذ و نادر است اعطاء نمودن غير حكمى كه ذكر شد . شارح گويد : مراد اينست كه شاذّ و نادر است كه در مورد اجتماع واو و ياء به آنها حكمى خلاف آنچه بيان شد اعطاء گردد مثل وقوع اعلال عارضى در « ريّه » . يعنى اصل آن رؤيه بوده سپس به منظور تخفيف همزه را به « واو » مبدّل نموده و پس از آن واو را به ياء قلب كرده و در ياء دوّم ادغام نموديم . و چنانچه ملاحظه مىكنيم واو عارضى به ياء قلب شده و اين بر خلاف قاعده‌اى است كه قبلا بيان كرده و گفتيم اعلال بايد در حرف اصلى صورت گيرد نه عارضى . و نظير ترك اعلال در كلمه‌اى كه واجد جميع شروط اعلال مىباشد مانند : ضيون . در اين مثال با اينكه شرائط اعلال هست واو به ياء قلب نشده و اين شاذ است . و همچون قلب ياء به « واو » در « نهوّ » . اصل آن « نهوى » بوده و طبق قاعده بايد واو را به ياء قلب كرده و بگوئيم نهىّ در حالى كه عكس آن صورت گرفته و اين شاذ و نادر مىباشد . متن : « 968 »
من ياء او واو بتحريك أصل * ألفا أبدل بعد فتح متّصل
تجزيه و تركيب من : حرف جرّ . ياء : مجرور به « من » ، متعلّق به « ابدل » . او : عاطفه . واو : معطوف به « ياء » . باء : حرف جرّ . تحريك : مجرور به « باء » ، متعلّق به « استقرّ » ، صفت براى « ياء » و « واو » ، موصوف . اصل : صفت براى « تحريك » . الفا : مفعول براى « ابدل » . ابدل : فعل امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر .