تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2080

مساهمون:

ص٢٠٨٠
بخلاف يائى كه متحرّك است كه به « واو » قلب نمىشود مانند : هيام ( حالتى است كه از عشق به هم مىرسد همچون جنون ) . و نيز بخلاف يائى كه مفرد نبوده يعنى مدغم و مشدّد است مانند : حيّض . چه آنكه « ياء » در هيچيك از ايندو مورد به « واو » قلب نمىشود . و همچنين بخلاف يائى كه در كلمه جمع آمده باشد چه آنكه براى آن حكم ديگرى است و آن عبارتست از قلب ضمّه‌اى كه قبل از ياء است به كسره چنانچه مصنّف به آن اشاره كرده و گفته است : حرف مضموم را در جمع كسره مىدهند چنانچه در جمع « اهيم » مىگويند : هيم . شارح گويد : مراد اينست كه در جمع حرفى كه قبل از ياء ساكنه قرار گرفته و مضموم است را كسره مىدهند چنانچه در جمع « اهيم » مىگويند : هيم ( بكسر هاء ) . اين كلمه در اصل : هيم بضمّ هاء بروزن حمر بوده سپس ضمّه آن را به كسره تبديل كرديم . مصنّف گويد : زمانى كه « ياء » لام الفعل يا قبل از « تاء » بوده و بعد از ضمّه آمده باشد به « واو » ردّ مىگردد . شارح گويد : مقصود اينست كه « ياء » را در دو مورد به « واو » قلب مىكنند : الف : آنكه لام الفعل واقع شده و قبل از آن ضمّه باشد مانند : نهو الرجل ( عقل آن مرد كامل است ) . اصل آن نهى بوده سپس ياء به واو قلب شد . ب : آنكه لام الفعل اسمى واقع شده و قبل از آن مضموم بوده و بعدش تاء تأنيث آمده باشد مانند : مرموة . اصل آن مرمية بوده ، سپس ياء را به « واو » قلب نموديم . مصنّف گويد : و همچنين ياء را به « واو » رد مىكنند زمانى كه كلمه بنا شده از « رمى » بروزن سبعان باشد . شارح گويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2080 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى