ترجمه و شرح :
فصل
بيان نوعى از ابدال
مصنّف گويد :
كلمهاى كه بروزن « فعلى » است و اسم مىباشد از لام الفعلش كه ياء است « واو » را بدل مىآورند مانند : تقوى .
شارح گويد :
مراد اينست كه هركلمهاى كه بروزن « فعلى » بفتح فاء بوده در حالى كه اسم باشد واو را از لام الفعلش كه « ياء » است بدل مىآورند مانند : تقوى .
اصل آن : تقيا بوده زيرا از مادّه « وقيت » مىباشد ، سپس « ياء » را به « واو » بدل نمودند .
بخلاف كلمهاى كه بروزن « فعلى » بوده ولى وصف باشد مانند : صديى ( عطشان ) چه آنكه ياء آن به « واو » قلب نمىگردد .
تبصره
سپس شارح گويد :
اينكه مصنّف گفت : غالبا جاء ذاالبدل ( بدل آمدن واو از ياء غالبا است نه دائما ) .
احتراز است از مثل : ريّا به معناى رائحه و بوى چه آنكه اين كلمه اگر چه بروزن « فعلى » است و اسم نيز مىباشد ولى معذلك ياء آن به « واو » تبديل نشده است لازم به تذكّر است كه « ريّا » وصف مؤنّث « ريّان » نيست زيرا وصف مزبور به معناى سيراب بوده در حالى كه كلمه مورد بحث در اينجا به معناى بوى و رائحه مىباشد .
مصنّف گويد :
لام الفعل « فعلى » وصفى به عكس مىآيد :
شارح گويد :
يعنى در « فعلى » بضمّ فاء كه وصف است حكم به عكس مىباشد يعنى بجاى اينكه « واو » را بدل از « ياء » بياوريم ، ياء را بدل از « واو » مىآوريم مانند : عليا كه در اصل علوا بوده سپس آن را به ياء مبدّل ساختيم .
بخلاف وزن « فعلى » كه اسم برآن آمده باشد همچون : حزوى ( اسم مكانى ) است چه آنكه واو آن به ياء بدل نمىشود .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2083
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٨٣