تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2073

مساهمون:

ص٢٠٧٣
فعل معتلّ العينى كه بروزن فعال نباشد چنانچه مصنّف به آن اشاره كرده و مىگويد : وزن فعل از معتلّ العين غالبا صحيح است مانند حول . شارح گويد : يعنى فعل معتلّ العينى كه مصدرش بروزن فعال نبوده بلكه بروزن « فعل » باشد چنين مصدرى صحيح بوده و در آن قلب صورت نمىگيرد مانند : حول كه مصدر حال است و چنانچه ملاحظه مىكنيم « واو » در آن به ياء قلب نشده است . مصنّف گويد : و جمع اسمى كه عين الفعلش معتلّ يا ساكن بوده محكوم به همين اعلال مىباشد . شارح گويد : مقصود اينست كه هراسمى كه جمعش داراى عين الفعل معتلّ يا ساكن بوده و پهلوى آن الف درآمده باشد محكوم به اعلال مذكور يعنى قلب واو به ياء مىباشد مانند : دار كه جمعش ديار بوده يا ثوب كه جمع آن ثياب مىباشد . در ايندو مثال اصل ديار دوار و ثياب ثواب بوده است و چون هردو واجد شرط مزبور مىباشند لاجرم واو به ياء قلب گرديد . بخلاف جمعى كه عين الفعلش صحيح بوده همچون : طويل كه جمعش طوال مىباشد چه آنكه مفرد آن يعنى طويل اگر چه عين الفعلش واو است ولى چون اعلال نشده و تغيير نيافته لاجرم حرف صحيح محسوب مىشود از اينرو در جمعش نيز واو به ياء قلب نشده و نيز بخلاف اسمى كه عين الفعلش ساكن بوده و در جمعش الف پهلوى آن نيامده باشد چنانچه مصنّف به آن اشاره كرده و مىگويد : ادباء « فعلة » را صحيح و بدون اعلال آورده‌اند . شارح مىگويد : لذا در جمع « كوز » مىگويند « كوزة » و چنانچه ملاحظه مىكنيم چون در جمع الف پهلوى واو نيامده آن را به ياء قلب نكرده‌ايم . مصنّف گويد : و در « فعل » دو وجه جايز است . شارح گويد : مقصود از ( دو وجه ) اعلال و تصحيح مىباشد .