شارح گويد :
مقصود اينست كه همزه ال معرفه ، همزه وصل است .
البتّه اين گفته مختار سيبويه بوده و در مقابل او خليل آن را همزه قطع مىداند چنانچه در باب مربوط به آن شرح و بيانش گذشت .
ناگفته نماند كه همزه « ال » با همزه كلماتى كه قبل از آن ذكر شدند در يك جهت مخالف بوده كه مصنّف به شرح آن اشاره كرده و گفته است :
و در استفهام مىتوان همزه « ال » را به حرف مدّ تبديل كرده يا آن را تسهيل نمود .
شارح گويد :
تبديل آن به حرف مدّ مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
قل الذّكرين حرّم الخ .
( بگو آيا از ايندو جنس نر يا ماده كدام يك حرام شده ) .
و تسهيل آن همچون الف و لام در قول شاعر :
الحق ان دار الرّباب تباعدت * او انبتّ حبلّ انّ قلبك طائر
يعنى : الحقّ كه منزل آن محبوبه كه نامش رباب است دور بوده و رشته مودّت و محبّت و وصال قطع مىشود و قلب تو به طرف او در طيران مىباشد .
شاهد در « الحق » است كه الف و لام آن براى تسهيل مىباشد .
قوله : او يسهّل : مقصود از تسهيل آنست كه همزه « ال » را ممدود نياورند .
متن : « 943 »
أحرف الإبدال هدأت موطيا * فأبدل الهمزة من واو و يا
تجزيه و تركيب
احرف : اسم ، مضاف ، مبتداء .
الابدال : مضاف اليه .
هدات موطيا : خبر .
فاء : عاطفه .