تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2045

مساهمون:

ص٢٠٤٥
شارح گويد : يعنى : نونى كه در آخر كلمه است همچون همزه زائد محسوب مىشود مشروط به اينكه بعد از الفى قرار گيرد كه قبل از الف بيش از دو حرف اصلى آمده باشند مانند : ندمان ( پشيمان ) بخلاف رهان ( گروئى ) و هجان ( برگزيده از هرچيز ) كه نون آنها اصلى است . و نيز اگر نون ساكن بوده و در وسط كلمه درآمده باشد همچون نون در غضنفر ( شير ) از اصالت برگشته و زيادى بودن به آن اعطاء مىشود بخلاف آنكه نون مزبور متحرّك باشد كه در اين فرض اصلى است مانند نون در غرينق ( پرنده آبى كه گردنى دراز دارد ) و نيز بخلاف نونى كه در وسط نباشد همچون نون در عنبر ( ماده خوشبو ) كه در اين صورت نيز اصلى است . مصنّف گويد : تاء در تأنيث و در فعل مضارع و در مثل استفعال و در باب مطاوعه زائد مىباشد . شارح گويد : بگفته مصنّف تاء در چهار مورد زائد مىباشد به اين شرح : 1 - در اسم مؤنّث همچون : مسلمة چه آنكه اصل آن مسلم بوده و تاء به آن اضافه شده است . 2 - در فعل مضارع مانند : تضرب زيرا اصل آن ضرب بوده و تاء به آن اضافه شده است . 3 - در استفعال و تفعيل و آنچه از ايندو صرف مىشود مانند : استخراج و تسنيم . 4 - در ابوابى كه برمطاوعه ( قبول فعل ) دلالت دارند همچون : تعلّم ، تدحرج ، اجتماع ، تباعد و آنچه از آنها صرف مىشود . تتمّه بحث شارح گويد : سين در كلمه « استفعال » زائد مىباشد . مصنّف گويد : هاء در حال وقف زائد است مانند « هاء » در « لمه » و « لم تره » . شارح گويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2045 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى