تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2037

مساهمون:

ص٢٠٣٧
« تاء » دوّم در « حلتيت » و « دال » دوّم در « اغدودن » قاعده اينست كه در هنگام وزن همان حرفى را كه در ميزان مقابل حرف اصلى قرار داده‌ايم تكرار كرده و مكرّر را در قبال حرف زائد مىآوريم مثلا مىگوئيم : حلتيت بروزن فعليل . و چنانچه ملاحظه مىشود تاء دوّم كه حرف زائد است در مقابل لام دوّم قرار گرفته . مصنّف گويد : حكم كن به اصلى بودن تمام حروف « سمسم » و كلمه‌اى كه نظير آنست و در « لملم » اختلاف مىباشد . شارح گويد : علّت اصلى بودن تمام حروف « سمسم » آنست كه هيچيك از آنها را صحيح نيست اسقاط كنيم در صورتى كه اگر در بين آنها حرف زائدى يافت مىشد مىبايد اسقاطش صحيح باشد . و امّا در « لملم » بكسر حرف سوّم و « كبكب » اختلاف است : كوفيّون معتقدند حرف سوّم زائد بوده و از حرفى مماثل با حرف دوّم بدل آورده شده است . زجاج مىگويد : زائد بوده ولى بدل از حرفى ديگر نمىباشد . و بقيّه علماء بصره آن را حرف اصلى مىدانند . سپس شارح گويند : حروف زيادى ده تا است به اين شرح : الف ، ت ، س ، ل ، م ، ن ، و ، ه ، ى ، أ . و اين حروف را شاعر عرب براى چهار بار در بيت ذيل آورده است :
هناء و تسليم تلا يوم أنه * نهاية مسؤول امان و تسهيل
يعنى : گوارائى و خوشى تسليم شدن در مقابل امرى است كه به دنبال روز انس گرفتن او در آيد و منتهاى مطلوب امنيت و سلامتى و آسانى كارها مىباشد . همان طورى كه گفتيم شاعر حروف زائد مذكور را در چهار موضع از اين بيت تكرار كرده و آن چهار موضع عبارتند از : 1 - هناء و تسليم .