قبلا گفته شد كه اين قسم از كلمه غير متصرّف است .
البتّه برخى از كلمات هستند كه در عين اينكه از سه حرف كمتر مىباشند متصرّف به حساب مىآيند و آنها عبارتند از كلماتى كه بواسطه حذف در آنها تغيير پيدا شده يعنى در اصل سه حرفى بوده سپس برخى از حروفشان حذف شده و دو حرفى يا كمتر از آن گرديدهاند نظير : يد و ق و بع .
بايد توجّه داشت كه اين گونه از كلمات دو حرفى يا يك حرفى متصرّف هستند و از حكم مذكور مستثنا مىباشند .
مصنّف گويد :
اسم اگر مجرّد باشد منتهاى حروفش پنج تا است و اگر در آن حروف زائد باشد از هفت تا تجاوز نمىكند .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اسمى كه از حروف زائد مجرّد باشد منتهاى حروفش پنج تا است مانند سفرجل ( گلابى ) و اقلّ آن سه تا مىباشد همچون رجل ( مرد ) و ما بين ايندو چهار حرفى است نظير جعفر ( اسم است براى شخص ) .
و در صورتى كه حروف زوائد در آن باشد مجموع حروفش از هفت حرف تجاوز نكرده بلكه شش حرفى يا هفت حرفى است .
اسم شش حرفى مانند : انطلاق ( رها شدن ) .
و اسم هفت حرفى مثل : استخراج ( بيرون آوردن ) .
و گاهى بواسطه تاء تأنيث كه به آن ملحق مىشود از حروفش از هفت تا بيشتر مىشود مانند : قزعبلانة ( حيوانى است پهن و شكم برآمدهاى دارد ) .
برخى از ادباء گفتهاند :
گاهى بواسطه غير « تاء » حروف آن از هفت تا بيشتر مىشود همچون :
كذّبذبان ( بسيار دروغگو ) .
مصنّف گويد :
فتكه و ضمّه و كسره بده غير آخر ثلاثى را و اضافه كن ساكن كردن حرف دوّمش را تا بدين وسيله شامل ابنيه ثلاثى بشود .
شارح گويد :
مقصود آنست كه حرف اوّل و دوّم اسم ثلاثى را فتحه يا ضمّه و يا كسره بايد داد
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2018
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠١٨