تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2018

مساهمون:

ص٢٠١٨
قبلا گفته شد كه اين قسم از كلمه غير متصرّف است . البتّه برخى از كلمات هستند كه در عين اينكه از سه حرف كمتر مىباشند متصرّف به حساب مىآيند و آنها عبارتند از كلماتى كه بواسطه حذف در آنها تغيير پيدا شده يعنى در اصل سه حرفى بوده سپس برخى از حروفشان حذف شده و دو حرفى يا كمتر از آن گرديده‌اند نظير : يد و ق و بع . بايد توجّه داشت كه اين گونه از كلمات دو حرفى يا يك حرفى متصرّف هستند و از حكم مذكور مستثنا مىباشند . مصنّف گويد : اسم اگر مجرّد باشد منتهاى حروفش پنج تا است و اگر در آن حروف زائد باشد از هفت تا تجاوز نمىكند . شارح گويد : مقصود اينست كه اسمى كه از حروف زائد مجرّد باشد منتهاى حروفش پنج تا است مانند سفرجل ( گلابى ) و اقلّ آن سه تا مىباشد همچون رجل ( مرد ) و ما بين ايندو چهار حرفى است نظير جعفر ( اسم است براى شخص ) . و در صورتى كه حروف زوائد در آن باشد مجموع حروفش از هفت حرف تجاوز نكرده بلكه شش حرفى يا هفت حرفى است . اسم شش حرفى مانند : انطلاق ( رها شدن ) . و اسم هفت حرفى مثل : استخراج ( بيرون آوردن ) . و گاهى بواسطه تاء تأنيث كه به آن ملحق مىشود از حروفش از هفت تا بيشتر مىشود مانند : قزعبلانة ( حيوانى است پهن و شكم برآمده‌اى دارد ) . برخى از ادباء گفته‌اند : گاهى بواسطه غير « تاء » حروف آن از هفت تا بيشتر مىشود همچون : كذّبذبان ( بسيار دروغ‌گو ) . مصنّف گويد : فتكه و ضمّه و كسره بده غير آخر ثلاثى را و اضافه كن ساكن كردن حرف دوّمش را تا بدين وسيله شامل ابنيه ثلاثى بشود . شارح گويد : مقصود آنست كه حرف اوّل و دوّم اسم ثلاثى را فتحه يا ضمّه و يا كسره بايد داد
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2018 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى