تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2019

مساهمون:

ص٢٠١٩
اعمّ از انكه هردو با هم موافق بوده يا متخالف باشند يعنى حرف اوّل و دوّم را يا مفتوح ساخته و يا ضمّه داده و يا كسره مىدهيم چنانچه ممكنست يكى را فتحه و ديگرى را ضمّه يا كسره دهيم و به همين ترتيب و از ملاحظه حركات سه‌گانه در ايندو حرف ( حرف اوّل و دوّم ) مىبينيم كه نه صورت حاصل شده كه جملگى ابنيه اسم ثلاثى مجرّد مىباشند مانند : فرس ( اسب ) مثال توافق حرف اوّل با دوّم در فتحه . عضد ( بازو ) مثال تخالف حرف اوّل با دوّم از حيث حركت . كبد ( جگر ) مثال تخالف حرف اوّل با دوّم از حيث حركت . عنق ( گردن ) مثال توافق حرف اوّل با دوّم در ضمّه . صرد ( جغد ) مثال تخالف حرف اوّل با دوّم از حيث حركت . دئل ( شغال ) مثال تخالف حرف اوّل با دوّم از حيث حركت . البتّه عنقريب خواهيم گفت كه از ضمّه به كسره رفتن مانند ( دئل ) قليل است . ابل ( شتر ) مثال توافق حرف اوّل با دوّم در توافق حروفين . ضلع ( استخوان پهلو ) مثال است براى تخالف حرف اوّل با حرف دوّم از حيث حركت . و به زودى خواهيم گفت كه از كسره به ضمّه رفتن يعنى فعل مثال ندارد . و علاوه برنه بناء مذكور سه بناء ديگر وجود دارند كه به اضافه آنچه گذشت مجموعا بناء اسم ثلاثى مجرّد را شامل شده و بدين ترتيب هيچ اسمى ثلاثى مجرّد نيست كه از اين ابنيه دوازده‌گانه خارج باشد و اين سه بناء عبارتند از : فلس ( پول سفيد ) برد ( پارچه يمنى ) جذع ( تير ) . قوله : من بنية : بكسر باء و سكون نون و فتح ياء يعنى بناء و ساختمان . قوله : لغرض لفظى : يعنى منظور از تصريف تنها رعايت اغراض و قواعد لفظى باشد مانند تغيير دادن « بيع » به باع يا « قول » به قال . قوله : او معنوى : يعنى مقصود از تصريف نائل شدن به معناى جديد باشد مانند صرف مفرد به تثنيه و جمع و تبديل لفظ به مذكّر و مؤنّث كه تمام مربوط به معناى لفظ هستند . قوله : و لكثرة ذلك : مشار اليه « ذلك » تحويل الكلمة الخ مىباشد . قوله : عبّر به هنا : ضمير فاعلى در « عبّر » به مصنّف و ضمير مجرورى در « به » به صرف راجع است .