طرف ياء و فتحه قبل از آن را به جانب كسره .
با توجّه به اين تعريف مىگوئيم :
الفى كه بدل از ياء بوده در صورتى كه در طرف واقع شده باشد همچون الف « هُدى » و « هَدى » اماله مىشود يعنى فتحه قبل از آن را به كسره و خودش را به ياء ميل مىدهند و نيز الفى كه ياء از آن نيابت كرده يعنى در برخى از تصاريف كلمه « ياء » بجاى آن قرار مىگيرد را بايد اماله نمود .
مصنّف مىگويد :
الفى كه ياء از آن نيابت كرده در حالى كه با آن حرف زائدى همراه نبوده يا نيابت ياء از آن شاذ نباشد اماله مىشود .
شارح مىگويد :
منظور اينست كه : همچنين الفى كه ياء در برخى از تصاريف كلمه از آن نيابت مىكند بايد اماله شود مشروط به دو شرط :
الف : آنكه نيابت ياء از آن شاذ و نادر نبوده .
ب : با الف مزبور حرف زائدى همراه نباشد .
مانند كلمه « حبلى » يعنى زن باردار .
چه آنكه در برخى از تصاريف اين كلمه يعنى تثنيه و جمع الف به ياء تبديل مىشود يعنى در تثنيهاش مىگوئيم : حبليان .
و در جمعش مىگوئيم : حبليات .
و چنانچه ملاحظه مىكنيم نه با الف حرف زائدى همراه بوده و نه نيابت و قرار گرفتن ياء بجاى الف شاذ و نادر مىباشد .
بخلاف كلمه « قفا » يعنى پشت چه آنكه در برخى از تصاريف اين كلمه اگرچه ياء بجاى الف قرار مىگيرد ولى همراهش حرف زائدى مىباشد چنانچه در تصغيرش گفته مىشود : قفىّ .
و در جمع مكسّرش مىگويند : قفىّ .
و همين طورى كه ملاحظه مىكنيم با الفى كه به « ياء » تبديل شده « ياء » زائده همراه مىباشد و همچنين اگر قلب الف به ياء در لغت شاذ و نادر مىباشد الف را نبايد اماله كرد مانند قلب الف « قفا » به ياء هنگام اضافه شدن به ياء در لغت قبيله هذيل كه مىگويند : قفىّ ( بفتح قاف و فاء و تشديد ياء ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1996
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٩٦