تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1996

مساهمون:

ص١٩٩٦
طرف ياء و فتحه قبل از آن را به جانب كسره . با توجّه به اين تعريف مىگوئيم : الفى كه بدل از ياء بوده در صورتى كه در طرف واقع شده باشد همچون الف « هُدى » و « هَدى » اماله مىشود يعنى فتحه قبل از آن را به كسره و خودش را به ياء ميل مىدهند و نيز الفى كه ياء از آن نيابت كرده يعنى در برخى از تصاريف كلمه « ياء » بجاى آن قرار مىگيرد را بايد اماله نمود . مصنّف مىگويد : الفى كه ياء از آن نيابت كرده در حالى كه با آن حرف زائدى همراه نبوده يا نيابت ياء از آن شاذ نباشد اماله مىشود . شارح مىگويد : منظور اينست كه : همچنين الفى كه ياء در برخى از تصاريف كلمه از آن نيابت مىكند بايد اماله شود مشروط به دو شرط : الف : آنكه نيابت ياء از آن شاذ و نادر نبوده . ب : با الف مزبور حرف زائدى همراه نباشد . مانند كلمه « حبلى » يعنى زن باردار . چه آنكه در برخى از تصاريف اين كلمه يعنى تثنيه و جمع الف به ياء تبديل مىشود يعنى در تثنيه‌اش مىگوئيم : حبليان . و در جمعش مىگوئيم : حبليات . و چنانچه ملاحظه مىكنيم نه با الف حرف زائدى همراه بوده و نه نيابت و قرار گرفتن ياء بجاى الف شاذ و نادر مىباشد . بخلاف كلمه « قفا » يعنى پشت چه آنكه در برخى از تصاريف اين كلمه اگرچه ياء بجاى الف قرار مىگيرد ولى همراهش حرف زائدى مىباشد چنانچه در تصغيرش گفته مىشود : قفىّ . و در جمع مكسّرش مىگويند : قفىّ . و همين طورى كه ملاحظه مىكنيم با الفى كه به « ياء » تبديل شده « ياء » زائده همراه مىباشد و همچنين اگر قلب الف به ياء در لغت شاذ و نادر مىباشد الف را نبايد اماله كرد مانند قلب الف « قفا » به ياء هنگام اضافه شدن به ياء در لغت قبيله هذيل كه مىگويند : قفىّ ( بفتح قاف و فاء و تشديد ياء ) .