شاهد در « احدثك » است كه در جواب « صه » واقع شده و « صه » اسم فعلى است كه معناى امر دارد لذا « احدثك » مجزوم گرديده .
مصنّف گويد :
فعل مضارع بعد از فائى كه در جواب رجاء آمده منصوب مىشود همچون منصوب شدن فعلى كه به تمنّى منتسب است .
شارح گويد :
اين حكم از نظر فرّاء و مصنّف ثابت است و مثال آن اين آيه شريفه است :
لعلّى ابلغ الاسباب اسباب السّموات فاطّلع .
( تا شايد به درهاى آسمان راه يافته و برخداى موسى آگاه شوم ) .
شاهد در « اطّلع » است كه در جواب « لعلّ » كه رجاء است منصوب شده .
مصنّف گويد :
و اگر فعلى به اسم خالصى عطف شود « ان » آن را منصوب مىكند اعمّ از آنكه « ان » در كلام مذكور بوده يا محذوف باشد .
شارح گويد :
مقصود از « اسم خالص » اسمى است كه از شباهت به فعل خالى باشد .
و مراد از عطف اين اسم ، عطفش بوسيله يكى از ادات عاطفه همچون : واو ، فاء ، يا او و يا ثمّ مىباشد .
مثال منصوب شدن فعل مضارع بواسطه « ان » و عطف آن براسم خالص همچون فرموده حقتعالى : و ما كان لبشر ان يكلّمه اللّه الّا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا .
( و از رسولان هيچ بشرى را ياراى آن نباشد كه با خداوند سخن گويد مگر بوحى و الهام خدا يا از پس پرده غيب يا رسولى فرستد .
شاهد در « يرسل » است كه به « ان » مضمره منصوب شده و « او » آن را به « وحيا » كه اسم خالص است عطف نموده .
و نظير قول ميمون همسر معوية بن ابى سفيان :
و لبس عبائة و تقرّ عينى * احبّ الىّ من لبس الشفوف
يعنى : و پوشيدن عباء و روشن بودن چشم من بواسطه ديدن اقوام نزد من محبوبتر است از پوشيدن جامههاى نازك فاخر .
شاهد در منصوب بودن « تقرّ » است به « ان » مقدّره بعد از واوى كه آن را به