مىگوئى : لا تدن من الاسد تسلم ( نزديك شير نر و تا سالم بمانى ) .
در اين مثال « فاء » را از ابتداء « تسلم » برداشته لذا اگر « ان » قبل از « لا تدن » بياوريم معنايش همان است كه قبلا بود زيرا در اين فرض معنا چنين مىشود :
ان لا تدن من الاسد تسلم ( اگر نزديك شير نروى سالم مىمانى ) .
بخلاف اينكه بگوئى :
لا تدن من الاسد يأكلك ) نزديك شير نرو كه تو را مىخورد ) .
در اين مثال « يأكلك » را نمىتوان مجزوم به « ان » مقدّره نمود زيرا اگر « ان » شرطيّه را قبل از « لا تدن » آورده و بگوئيم :
ان لا تدن من الاسد يأكلك ، معنا اينست كه :
اگر نزديك شير نروى تو را مىخورد .
پرواضح است كه اين معنا با معناى قبل از آن مخالف است لذا در مثال مذكور « يأكلك » را نمىتوان مجزوم ساخت ولى كسائى چون شرط ياد شده را منكر است جزم آن را تصحيح كرده .
مصنّف گويد :
اگر امر به غير صيغه « افعل » باشد پس مضارع را در جواب آن منصوب مكن بلكه مجزوم شدنش را بپذير و قبول نما .
شارح گويد :
امر به غير صيغه « افعل » همچون امرى كه به لفظ خبر بوده يا اسم فعلى كه معناى امر را دارا است و حاصل آنكه فعل مضارعى كه در جواب چنين امرى باشد به « ان » مقدّره منصوب نمىشود و اين رأى مشهور از ادباء است ، امّا كسائى با ايشان به مخالفت برخاسته و نصب آن را اجازه داده است مشهور گفتهاند فعل مضارع مزبور را بايد مجزوم ساخت چه آنكه اجماع برآن قائم است مانند :
حسبك الحديث ينم النّاس ( سخن گفتن را بس كن مردم مىخوابند ) .
شاهد در « ينم » است كه در جواب « حسبك » واقع شده و « حسبك » خبرى است كه معناى امر دارد لذا « ينم » مجزوم مىباشد چه آنكه اصلش « ينام » است و در حال جزم « الف » به التقاء ساكنين حذف شده است .
و مانند : صه احدثك ( سكوت كن ، من براى تو سخن گويم ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1680
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٨٠