به منظور نسبت علامت تثنيه را حذف كن و مثل اين حذف نيز در جمع صحيح واجب و لازم است .
شارح گويد :
يعنى در جمع صحيح نيز بايد علامت جمع را هنگام نسبت حذف كرد .
امّا مثال حذف علامت تثنيه در هنگام نسبت مثل اينكه در : زيدان كه علم براى شخصى باشد مىگوئيم : زيدىّ .
و مثال حذف علامت جمع در هنگام نسبت نظير اينكه در : زيدون كه علم براى شخصى باشد مىگوئيم : زيدىّ .
بلى ، كسانى كه « زيدان » را در صورت علم بودن جارى مجراى سلمان قرار دادهاند در اسم منسوب به آن مىگويند : زيدانىّ .
چنانچه آنان كه « زيدين » را در صورت علم بودن جارى مجراى « غسلين » قرار دادهاند در اسم منسوب به آن مىگويند : زيدينى .
و كسانى كه جمع صحيح را جارى مجراى عريون دانسته و « واو » و فتح « نون » را در آن لازم قرار دادهاند در اسم منسوب به آن مىگويند : زيدونىّ .
مصنّف گويد :
حرف سوّم از مثل « طيّب » هنگام نسبت حذف مىشود .
و گفتن « طائى » با الف شاذّ و نادر است .
شارح گويد :
مراد اينست كه در اسم منسوب به « طيّب » مىگوئيم : طيبى بحذف حرف سوّم يعنى ياء دوّم لذا « ياء » يعنى حرف دوّم در اسم منسوب ساكن است .
ولى معذلك برخى از كلمات بطور ندرت و شذوذ مشمول اين قاعده نبوده و از آن خارج هستند نظير : طائى كه اسم منسوب به « طىّ » مىباشد چه آنكه قياس و قاعده در آن اينست كه گفته شود : طيئى ولى آن را با « الف » مقلوب از ياء ساكنه آوردهاند .
سپس شارح گويد :
مصنّف گفت : حرف سوّم از مثل « طيّب » هنگام نسبت حذف مىشود .
با قيد كلمه « طيّب » كلماتى نظير : هبيخ و مهيّيم خارج شدند زيرا ياء ايندو هنگام نسبت حذف نمىشود چه آنكه « ياء » در طيّب مكسور و وصل به ما قبل آخر بوده از اينرو موجب ثقل و سنگينى گرديده در حالى كه در هبيّخ « ياء » مفتوح بوده و در
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1939
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٣٩