تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1885

مساهمون:

ص١٨٨٥
يحذف . ترجمه و شرح : مصنّف گويد : كلمه‌اى كه بروزن فعاله يا شبه آن بوده در حالى كه با تاء يا بدون تاء باشد را بروزن فعائل جمع ببند . شارح گويد : منظور اينست كه هركلمه‌اى كه بروزن فعاله ( بفتح و كسر و ضمّ فاء ) بوده يا شبه آن باشد جمعش بروزن فعائل ( بفتح فاء ) مىآيد . و مراد از كلمه شبيه به « فعالة » هراسمى است كه رباعى و مؤنّث بوده و حرف سوّمش مدّ باشد اعمّ از آنكه حرف مدّ الف يا ياء يا واو باشد و نيز چه با تاء بوده و چه مجرّد از آن باشد و مثال آن همچون امثله زير : سحابة ( ابر ) و جمعش سحائب است . شمال ( بفتح شين ) يعنى چپ و جمعش شمائل آمده . رسالة ( نامه ) كه جمعش رسائل مىباشد . عقاب ( حيوانى است كه پرندگان را شكار مىكند ) جمعش عقائب است . صحيفهء ( نامه ) كه جمعش صحائف مىباشد . سعيد كه علم باشد براى زنى كه جمعش سعائد است . حلوية ( يكى از شتران و گوسفندان شيرده را گويند ) كه جمع آن حلائب مىباشد . طلوبة ( بسيار خواهنده ) كه جمعش طلائب مىباشد . عجوز ( پيره‌زن ) كه جمعش عجائز مىباشد . مصنّف گويد : صحراء و عذراء به فعالى و فعالى جمع بسته مىشوند و در اين جمع قياس را تبعيّت نما . شارح گويد : مقصود اينست كه هركلمه‌اى كه بروزن فعلا ( بفتح فاء و سكون عين ) باشد اعمّ از آنكه اسم بوده همچون صحراء ( دشت ) يا صفت باشد نظير عذراء ( دوشيزه ) جمع آن فعالى ( بفتح فاء و كسر لام ) و فعالى ( بفتح فاء و لام ) مىآيد فلذا در جمع دو مثال مذكور مىگوئيم :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1885 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى