يحذف .
ترجمه و شرح :
مصنّف گويد :
كلمهاى كه بروزن فعاله يا شبه آن بوده در حالى كه با تاء يا بدون تاء باشد را بروزن فعائل جمع ببند .
شارح گويد :
منظور اينست كه هركلمهاى كه بروزن فعاله ( بفتح و كسر و ضمّ فاء ) بوده يا شبه آن باشد جمعش بروزن فعائل ( بفتح فاء ) مىآيد .
و مراد از كلمه شبيه به « فعالة » هراسمى است كه رباعى و مؤنّث بوده و حرف سوّمش مدّ باشد اعمّ از آنكه حرف مدّ الف يا ياء يا واو باشد و نيز چه با تاء بوده و چه مجرّد از آن باشد و مثال آن همچون امثله زير :
سحابة ( ابر ) و جمعش سحائب است .
شمال ( بفتح شين ) يعنى چپ و جمعش شمائل آمده .
رسالة ( نامه ) كه جمعش رسائل مىباشد .
عقاب ( حيوانى است كه پرندگان را شكار مىكند ) جمعش عقائب است .
صحيفهء ( نامه ) كه جمعش صحائف مىباشد .
سعيد كه علم باشد براى زنى كه جمعش سعائد است .
حلوية ( يكى از شتران و گوسفندان شيرده را گويند ) كه جمع آن حلائب مىباشد .
طلوبة ( بسيار خواهنده ) كه جمعش طلائب مىباشد .
عجوز ( پيرهزن ) كه جمعش عجائز مىباشد .
مصنّف گويد :
صحراء و عذراء به فعالى و فعالى جمع بسته مىشوند و در اين جمع قياس را تبعيّت نما .
شارح گويد :
مقصود اينست كه هركلمهاى كه بروزن فعلا ( بفتح فاء و سكون عين ) باشد اعمّ از آنكه اسم بوده همچون صحراء ( دشت ) يا صفت باشد نظير عذراء ( دوشيزه ) جمع آن فعالى ( بفتح فاء و كسر لام ) و فعالى ( بفتح فاء و لام ) مىآيد فلذا در جمع دو مثال مذكور مىگوئيم :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1885
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٨٥