كه كلمه به آن تمام و ختم مىشود .
شارح گويد :
مراد اينست كه در اسم خماسى اگر حرف چهارمش يكى از حروف زائد يعنى أ - ت ، الف ، س ، م ، ن ، و ، ى ، ه ، ل .
باشد هنگام جمع تنها آن را حذف كرده نه حرف آخر را كه كلمه با آن تمام و ختم مىشود چنانچه در جمع خدرنق ( عنكبوت ) مىگويند : خدارق .
ولى بهتر آنست كه حرف آخر را حذف كرده نه چهارم را يعنى در جمع كلمه مزبور بگوئيم : خدارن .
مصنّف گويد :
حرف زائد از كلمهاى را كه از چهار حرف تعدّى كرده و بيشتر است حذف كن مادامى كه حرف لين نبوده و بعدش حرفى قرار گرفته باشد كه كلمه به آن ختم مىشود .
شارح گويد :
مقصود اينست كه هركلمهاى كه حروفش از چهار حرف بيشتر باشد در وقت جمع حرفى كه از حروف زوائد است را حذف مىكنند به دو شرط :
1 - آنكه حرف زائد از حروف لين نباشد .
2 - آنكه حرف زائد ما قبل آخر واقع شده باشد .
بنابراين در جمع : سبطرى ( نوعى از راه رفتن ) مىگوئيم : سباطر و در جمع : فدوكس ( شير ) مىگوئيم : فداكس .
بخلاف كلمهاى كه حرف زائدش لين بوده و ما قبل آخر قرار گرفته باشد همچون : عصفور ( گنجشك ) و قنديل ( چراغهاى مخصوصى كه در مشاهد آويزان مىكنند ) و قرطاس ( كاغذ ) چه آنكه در جمع آنها حرف مزبور را حذف نكرده و مىگوئيم : عصافير ، قناديل و قراطيس .
متن : « 829 »
و السّين و التّامن كمستدع أزل * إذ ببنا الجمع بقاهما مخلّ
تجزيه و تركيب
واو : عاطفه .
السين : مفعول مقدّم براى « ازل » .