7 - تمنّى .
البتّه فعل مضارع بعد از فائى كه در جواب نفى يا يكى از اين شش چيز بيايد در صورتى به ان مضمره منصوب مىگردد كه نفى يا طلب محض باشد .
مثال نفى محض همچون فرموده حقتعالى :
لا يقضى عليهم فيموتوا ( نه به پايان رسد تا بميرند . . . ) .
شاهد در « فيموتوا » است كه در جوابب نفى محض يعنى « لا يقضى » به « ان » مضمره منصوب شده است .
و مثال امر همچون قول فرزدق :
يا ناق سيرى عنقا فسيحا * الى سليمان فتستريحا
يعنى : اى شتر راه برو بنوع راه رفتن عنق با قدمهاى گشاده به طرف سليمان ، پس استراحت نمائى .
شاهد در « فتستريحا » است كه بعد از « فاء » در جواب امر يعنى « سيرى » منصوب شده است .
و مثال نهى همچون فرموده حقتعالى :
و لا تطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى .
( و در آن طغيان و سركشى نكنيد پس مستحق غضب و خشم من مىشويد ) .
شاهد در « يحلّ » است كه بعد از « فاء » در جواب نهى به « ان » مقدّره منصوب شده است و مثال دعاء مانند آنچه در قول شاعر آمده :
ربّ وفّقنى فلا اعدل عن * سنن السّاعين فى خير سنن
يعنى : اى پررودگار من ، توفيقم بده تا ميل نكنم از طريقه سعىكنندگان در بهترين طريقه .
شاهد در « لا اعدل » است كه بعد از « فاء » در جواب دعاء يعنى « ربّ » به « ان » مقدّره منصوب شده است .
و مثال استفهام همچون فرموده حقتعالى : فهل لنا من شفعاء فيشفعوا لنا .
( آيا براى ما شفيعانى بوده تا شفاعت ما را بنمايند ) .
شاهد در « يشفعوا » است كه بعد از « فاء » در جواب استفهام يعنى « هل لنا » به « ان » مقدّره منصوب شده است .
و مثال عرض نظير آنچه در قول شاعر آمده :