تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1667

مساهمون:

ص١٦٦٧
( و هراسان بودند تا آنگاه كه رسول و گروندگان به او گفتند . . . ) . شاهد در « يقول » است كه بعد از « حتّى » قرار گرفته و در قرائت نافع مرفوع آمده زيرا مؤّل به حال است زيرا « يقول » در مقام حكايت حال بوده و اين گونه از افعال اگر چه در واقع معنايشان ماضى باشد ولى تأويل به حال برده مىشوند . سپس شارح گويد : همان طورى كه مصنّف گفته در صورتى كه فعل بعد از « حتّى » به معناى مستقبل يا مؤّل به آن باشد نصبش واجب و لازمست . مثال فعلى كه به معناى مستقبل باشد همچون فرموده حقتعالى : فقاتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء . ( پس با آن طائفه ظالم قتال كنيد تا به فرمان خدا آيند ) . شاهد در « تفىء » است كه بعد از « حتّى » آمده و چون زمانش مستقبل است منصوب گرديده است . و مثال فعلى كه مؤوّل به مستقبل باشد نظير فرموده حقتعالى : و زلزلوا حتّى يقول الرّسول . شاهد در « يقول » است كه در قرائت قرّاء ستّه منصوب آمده زيرا اگر چه زمانش ماضى است ولى چون نسبت به « زلزلوا » مستقبل و آتيه محسوب مىشود آن را مؤوّل به مستقبل فرض مىكنند . مصنّف گويد : و بعد از فائى كه در جواب نفى يا طلب محض آمده « ان » نصب مىدهد و استتارش حتمى و قطعى است . شارح گويد : مقصود از « طلب » هفت چيز است : 1 - امر . 2 - نهى . 3 - دعا . 4 - استفهام . 5 - عرض . 6 - تحضيض .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1667 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى