تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1791

مساهمون:

ص١٧٩١
و اگر مراد حكايت « لقوم » باشد لازمست بگوئيم : منين ( نزد چه كسانى ) . چه آنكه « لقوم » مجرور بوده لاجرم « من » نيز در جمع و مجرور بودن مىبايد با آن مطابق آورده شود . مصنّف گويد : و اگر « من » را وصل كنى لفظش مختلف نشده و پيوسته به يك نحو استعمال مىشود . و اينكه در شعر « منون » آمده نادر و كمياب است . شارح گويد : مقصود و مراد اينست كه : اگر با « من » در حال وصل بخواهيم از نكره‌اى حكايت كنيم مطلقا تغيير نكرده و پيوسته به يك نحو استعمال مىشود يعنى در تمام حالات « من » به حال خود باقى است چه نكره محكيّه مفرد بوده و چه تثنيه و چه جمع باشد ، مذكّر بوده يا مؤنّث باشد ، بنابراين به كسى كه گفته است : جاء رجل يا جائت امرئة يا جاء رجلان يا جائت امرئتان يا جاء رجال . در تمام اين عبارتت مىگوئيم : من يا هذا ؟ چه كسى اى شخص ؟ البتّه ندرتا در اشعار به آن علامت تثنيه و جمع را ملحق كرده مثلا مىگويند : منان و منين يا منون و منين چنانچه در قول شمر بن حارث چنين آمده :
اتوا نارى فقلت منون انتم * فقالوا الجنّ ، قلت عمرا ظلاما
يعنى : آمدند آن جماعت نزد آتش من ، پس گفتم كه شما كيستيد ؟ گفتند كه ما جنيّانيم . گفتم به ايشان : خوشگذران باشيد از حيث تاريكى يعنى شب به شما خوش باشد . شاهد در « منون » است كه در حال وصل جمع مذكّر آمده . مصنّف گويد : و علم را بعد از « من » حكايت كن مشروط باينكه از حرف عاطفى كه به « من » مقرون بوده عارى باشد . شارح گويد : بنابراين به كسى كه گفته است : جاء زيد ( آمد زيد ) . بگو : من زيد ( زيد كيست ) ؟ و به شخصى كه گفته : رأيت زيدا ( ديدم زيد را ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1791 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى