و نون از « منه » كه قبل از تاء تثنيه قرار گرفته است را ساكن نما .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اگر كسى بگويد :
اتت بنت ( دخترى آمد ) .
سپس ما بخواهيم « بنت » را با كلمه « من » مورد سؤال و حكايت قرار دهيم بايد به « من » تاء تأنيث وصل كرده و بگوئيم : منة ( كدام دختر ) .
و چنانچه ملاحظه مىكنيم اين كلمه هم مؤنّث بوده و هم مفرد و هم مرفوع مىباشد همان طورى كه « بنت » واجد اين خصوصيّات سهگانه مىباشد .
و بايد توجّه داشت اگر بخواهيم با اين لفظ تثنيه مؤنّث را حكايت و مورد سؤال قرار داد لازم است نون آن را ساكن نموده و سپس الف و نون يا ياء و نون را به آن ملحق كرد چنانچه اگر كسى بگويد :
عندى جاريتان ( نزد من دو دختر مىباشند ) .
و ما بخواهيم « جاريتان » را با « من » مورد سؤال و حكايت قرار دهيم بايد بگوئيم :
منتان ( كدام دو جاريه ) .
در اين مثال « نون » ساكن بوده و پس از آن تاء تأنيث واقع شده است و همان طورى كه « جاريتان » مرفوع هستند اين كلمه نيز مرفوع بوده و علامت رفعش الف و نون مىباشد .
قوله : سئل عنه بها : ضمير در « عنه » به منكور و در « بها » به « اىّ » راجع است .
قوله : حرّك مطلقا : چه در حال وقف و چه در حال وصل .
قوله : الفان : بكسر همزه يعنى دو رفيق .
متن : « 754 »
و الفتح نزر وصل التّا و الألف * به من بإثر ذا بنسوة كلف
تجزيه و تركيب
واو : عاطفه .
الفتح : مبتداء .
نزر : خبر .