نقل نمودن حالات « رجل » از قبيل افراد ، تذكير ، رفع و غيره را به « اىّ » اصطلاحا حكايت گويند .
بعد از اين توضيح مختصر مىپردازيم به ترجمه و شرح عبارات كتاب :
شارح گويد :
مقصود مصنّف اينست كه :
آنچه از قبيل رفع و نصب و جرّ و تذكير و تأنيث و افراد و تثنيه و جمع براى كلمه نكرهاى ثابت است در مقام حكايت و سؤال از آن به « اىّ » آن حالات را بايد براى « اىّ » قرار داد اعمّ از آنكه « اىّ » در حال وقف بوده يا متّصل به كلمه بعد باشد .
بنابراين در مقابل كسى كه گفته است :
رأيت رجلا و امرأة و غلامين و جاريتين و بنين و بنات .
در مقام سؤال و حكايت بايد گفت :
ايّا و ايّة و ايّين و ايتين و ايّين و ايّات .
مصنّف گويد :
آنچه را كه براى نكره ثابت است در مقام حكايت هنگام وقف نمودن براى « من » ثابت نما و مطلقا نون آخر حركت بده و آن حركت را اشباع كن .
شارح گويد :
مقصود اينست كه : حالات نكره را تنها در هنگام وقف نمودن بر « من » مىتوان براى آن ثابت كرده و نقل داد .
و بايد توجّه داشت كه « نون » از « من » را چه در حال وقف و چه در هنگام وصل بايد حركت داد و سپس حركت را اشباع نمود تا از اشباع حركت ضمّه در مورد حكايت مرفوع واو توليد شده و از اشباع حركت فتحه در هنگام حكايت منصوب الف پديد آمده و از اشباع حركت كسره در جائى كه مجرور را حكايت مىكنند ياء حاصل شود ، بنابراين به كسى كه گفته :
لقينى رجل ( ملاقات نمود با من مردى ) .
بگو : منو ( چه كسى ) ؟
در اين مثال « من » حكايت رفع « رجل » را نموده لذا نونش را ابتداء مضموم كرده و سپس از اشباع ضمّه « واو » توليد شده است .
و به شخصى كه گفته :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1784
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٨٤