تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1784

مساهمون:

ص١٧٨٤
نقل نمودن حالات « رجل » از قبيل افراد ، تذكير ، رفع و غيره را به « اىّ » اصطلاحا حكايت گويند . بعد از اين توضيح مختصر مىپردازيم به ترجمه و شرح عبارات كتاب : شارح گويد : مقصود مصنّف اينست كه : آنچه از قبيل رفع و نصب و جرّ و تذكير و تأنيث و افراد و تثنيه و جمع براى كلمه نكره‌اى ثابت است در مقام حكايت و سؤال از آن به « اىّ » آن حالات را بايد براى « اىّ » قرار داد اعمّ از آنكه « اىّ » در حال وقف بوده يا متّصل به كلمه بعد باشد . بنابراين در مقابل كسى كه گفته است : رأيت رجلا و امرأة و غلامين و جاريتين و بنين و بنات . در مقام سؤال و حكايت بايد گفت : ايّا و ايّة و ايّين و ايتين و ايّين و ايّات . مصنّف گويد : آنچه را كه براى نكره ثابت است در مقام حكايت هنگام وقف نمودن براى « من » ثابت نما و مطلقا نون آخر حركت بده و آن حركت را اشباع كن . شارح گويد : مقصود اينست كه : حالات نكره را تنها در هنگام وقف نمودن بر « من » مىتوان براى آن ثابت كرده و نقل داد . و بايد توجّه داشت كه « نون » از « من » را چه در حال وقف و چه در هنگام وصل بايد حركت داد و سپس حركت را اشباع نمود تا از اشباع حركت ضمّه در مورد حكايت مرفوع واو توليد شده و از اشباع حركت فتحه در هنگام حكايت منصوب الف پديد آمده و از اشباع حركت كسره در جائى كه مجرور را حكايت مىكنند ياء حاصل شود ، بنابراين به كسى كه گفته : لقينى رجل ( ملاقات نمود با من مردى ) . بگو : منو ( چه كسى ) ؟ در اين مثال « من » حكايت رفع « رجل » را نموده لذا نونش را ابتداء مضموم كرده و سپس از اشباع ضمّه « واو » توليد شده است . و به شخصى كه گفته :