بكم در هم تصدّقت ( به چند در هم صدقه دادى ) ؟
تقدير اين مثال : بكم من در هم تصدّقت مىباشد ؟
و در اين مثال و نظائرش دليل روشن و بارزى است براينكه « كم » اسم مىباشد
چه آنكه حرف جرّ تنها برسر اسم داخل مىگردد ، منتهى اسمى است كه مبنى بوده و وجه مبنى بودنش آنست كه از نظر وضع شبيه به حرف مىباشد يعنى چون « دو حرف » دارد شباهت وضعى به حرف پيدا كرده لاجرم مبنى است .
مصنّف گويد :
« كم » را همچون « عشره » يا « مأة » استعمال كن در حالى كه بواسطهاش خبر مىدهى مانند كم رجال يا كم امرئة .
حكم كم خبريّه
شارح گويد :
كم خبريّه آنست كه به معناى « كثير » و بسا بوده و چون آن نيز از مبهمات است نيازمند به تمييز مىباشد .
تميز « كم خبريّه » همچون تمييز « عشر » يا تمييز « مأة » مىباشد يعنى يا جمع و مجرور آورده مىشود مثل تميز « عشر » يا فرد و مجرور آمده همان طورى كه تميز « مأه » چنين است .
مانند :
كم رجال جائونى ( بسيار مردان كه نزد من آمدند ) .
در اين مثال تمييز « كم » يعنى « رجال » جمع و مجرور آمده .
و نظير :
كم مرة جائتنى ( چه بسيار زن كه نزدد من آمد ) .
در اين مثال تميز « كم » يعنى « مرة » مفرد و مجرور آمده .
قابل توجّه آنكه كلمه « مرة » لغتى است در « مرأة » كه تأنيث « مرء » مىباشد .
مصنّف گويد :
« كايّن » و « كذا » مانند كم هستند و تمييز ايندو منصوب بوده يا به آن « من » را وصل مىكنند .