خمسة عشرك » ( و عجز ) وحده ( قد يعزب ) فى لغة رديّة كما قال سيبويه .
( و صغ من اثنين فما فوق إلى عشرة ) أى معها ( كفاعل ) المصوغ ( من فعلا ) .
ترجمه و شرح :
مصنّف گويد :
براى « ثلاثه » و « تسعة » و اعدادى كه بين ايندو قرار گرفتهاند در صورت تركيب با غير همان حكمى ثابت است كه قبلا گذشت .
شارح گويد :
قبلا گفتيم حكم اعداد از سه تا ده اينست كه در تميز مذكّر آنها را مؤنّث و در مؤنّث آنها را مذكّر مىآورند اكنون مىگوئيم :
در صورتى كه اين اعداد با « عشر » مركّب شوند نيز همين حكم ثابت است مانند :
عندى ثلاثه عشر رجلا ( نزد من است سيزده مرد ) و عنده ثلاث عشرة امرأة ( نزد من است سيزده زن ) .
در ايندو مثال چنانچه مىبينيم براى تميز مذكر عدد كوچك يعنى « ثلاثه » را مؤنّث آورده و بالعكس براى تمييز مؤنّث آن را مذكّر آوردهايم ولى در هردو عدد بزرگ يعنى « عشر » و « عشرة » را با معدود كه همان تمييز است مطابق آوردهايم .
مصنّف گويد :
« عشرة » را پهلوى « اثنتا » و « عشر » را پهلوى « اثنا » درآور زمانى كه معدود مؤنّث يا مذكّر را بياورى .
شارح گويد :
مقصود اينست كه در عدد دوازده اگر معدود ( تميز ) مذكر باشد هردو جزء ( عدد كوچك و بزرگ ) را مذكّر آورده و در صورت مؤنّث بودن هردو را مؤنّث بايد آورد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
فانفجرت منه اثنتا عشرة عينا ( پس شكافته شد از آن دوازده چشمه ) .
چنانچه ملاحظه مىكنيم چون « عين » مؤنّث است ( مؤنّث مجازى ) هردو جزء عدد « اثنتا عشرة » مؤنّث آورده شده است .
و همچنين نظير فرموده ديگر حقتعالى :
انّ عدّة الشهور عند اللّه اثنا عشر شهرا .
( همانا تعداد ماهها نزد خدا دوازده تا مىباشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1760
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٦٠