شارح گويد :
منظور اينست كه در « ان » ناصبه بين اهل لسان اختلاف است :
اكثرا بواسطه آن فعل مضارع را منصوب مىكنند ولى برخى آن را از عمل نصب مهمل قرار داده با اينكه استحقاق عمل را دارد و وجه آن اينست كه ايشان گفتهاند :
آن همچون ماء مصدريّه است پس همان طورى كه ماء عمل نمىكند ان مصدريّه نيز لازم است مهمل از عمل باشد و مثال آن قول شاعر است كه گفته :
ابى علماء النّاس ان يخبروننى * بناطقة خرساء مسواكها الحجر
يعنى : علماء و دانشمندان مردم سرباز زدند از اينكه مرا خبر دهند به سخنگوئى كه گنگ و بىزبان بود و مسواك او سنگ مىباشد .
شاهد در « ان » بوده كه فعل مضارع يعنى « يخبروننى » بعد از آن مرفوع آمده و بدين ترتيب « ان » مهمل از عمل گرديده .
4 - اذن ، يكى ديگر از عوامل نصب بوده كه فعل مضارع را با شرائط زير نصب مىدهد :
1 - فعل به معناى استقبال باشد .
2 - اذن در صدر كلام بيايد .
3 - فعل بعد از « اذن » و متّصل به آن بوده به اين معنا كه بينشان فاصلهاى نباشد .
مانند اينكه در جواب كسى كه گفته : از ورك ( به زيارتت مىآيم ) .
بگوئى :
اذن اكرمك ( در اين هنگام تو را اكرام مىكنم ) .
شاهد در « اذن » است كه شرائط فوق را دارا بوده لاجرم فعل مضارع بعد از آن منصوب گرديده است .
قوله : و هى حرف نفى بسيط : در مقابل قول برخى كه آن را مركب از « لا » و « ان » مىدانند .
قوله : فلن ابرح الارض : آيه ( 80 ) از سورهء يوسف .
قوله : لكيلا تأسوا : آيه ( 23 ) از سورهء حديد .
قوله : و ان تصوموا خير لكم : آيه ( 184 ) ازسورهء بقره .
قوله : علم ان سيكون : آيه ( 20 ) از سورهء مزمّل .
قوله : أحسب الناس ان يتركوا : آيه ( 2 ) از سورهء عنكبوت .