كما خطّ الكتاب بكفّ يوما * يهودىّ يقارب او يزيل
يعنى : مىبينى نشانههاى منزل محبوبه را مانند خطّى كه دست يهودى آن را در روزى نوشته باشد چه خطوط آن هم به نزديك بوده و چه دور و فاصلهدار از يكديگر باشند .
شاهد در فاصله شدن « يوما » است بين مضاف يعنى « كف » و مضاف اليه يعنى « يهودى » و گاهى بين مضاف و مضاف اليه نعت فاصله مىشود مانند آنچه در قول معاوية بن ابى سفيان وارد شده :
نجوت و قد بلّ المرادىّ سيفه * من ابن ابى شيخ الاباطح طالب
يعنى : از كشته شدن نجات يافتم در حالى كه ابن ملجم مرادى شمشيرش را از خون پسر ابى طالب يعنى پسر بزرگ مكه و مدينه تر كرده بود .
شاهد در فاصله شدن نعت يعنى « شيخ الاباطح » است بين مضاف كه « ابى » و مضاف اليه كه « طالب » باشد .
و زمانى بين ايندو نداء فاصله مىشود و مصنّف در شرح كافيه براى آن كلام شاعر را مثال آورده كه گفته است :
كانّ برذون ابا عصام * زيد حمار دق باللّجام
يعنى : گويا يا بوى زيد اى ابا عصام الاغى است كه بواسطه دهنه كوبيده شده است .
شاهد در فاصله شدن منادى است يعنى « ابا عصام » كه حرف نداء در آن حذف شده بين مضاف ( برذون ) و مضاف اليه يعنى « زيد » .
و احتمال دارد كه « برذون » به « ابا عصام » اضافه شده و بگفته ابن هشام « زيد » بدل يا عطف بيان از « ابا عصام » باشد و ضبط « ابا عصام » در حال جرّ با « الف » بنابر لغت كسانى است كه كلمه « اب » را در هرسه حالت با الف ميخوانند و طبق اين احتمال بيت مذكور از شاهد بحث خارج مىشود چون بنابر احتمال مزبور بين مضاف و مضاف اليه منادى فاصله نشده .
تتمّه سخن در باب اضافه
از جمله كلماتى كه بين مضاف و مضاف اليه فاصله مىشوند لفظ « امّا » است چنانچه مصنّف آن را در كتاب كافيه متذكّر شده و البتّه فاصله شدن آن بين متضايفين جايز و ممكنست چنانچه در قول تابّط شرا آمده است :