و به جهت اضطرار فاصله شدن بين مضاف و مضاف اليه بواسطه كلمه اجنبى يا نعت و يا نداء يافت شده است .
شارح گويد :
شاهد براى جواز فاصله شدن قسم بين مضاف و مضاف اليه مثالى است كه كسائى از اهل لسان حكايت كرده و آن عبارتست از :
هذا غلام و اللّه زيد ( به خدا قسم اين غلام زيد مىباشد ) .
شاهد در « و اللّه » است كه قسم بوده و بين مضاف يعنى « غلام » و مضاف اليهش كه « زيد » باشد فاصله شده .
و شاهد براى جواز فاصله شدن اجنبى بين مضاف و مضاف اليه در حال اضطرار قول شاعر مىباشد كه گفته :
ما ان وجدنا للهوى من طبّ * و لا عدمنا قهر وجد صبّ
يعنى : براى عشق و ميل نفس چارهاى نيافتيم و شدّت شوق مرد عاشق را معدوم نساختيم يعنى شوق و عشق هميشه برعاشق غالب است .
شاهد در فاصله شدن « وجد » كه اجنبى است بوده بين مضاف يعنى « قهر » و مضاف اليه كه « صب » باشد .
و نظير قول اعشى :
انجب ايّام والداه به * اذ نجلاه فنعم ما نجلا
يعنى : پدر و مادر سلامه در روزيكه او را متولّد ساختند نجيب و بزرگ گرديدند پس خوب ولادتى است چنين ولادتى .
شاهد در فاصله شدن اجنبى يعنى « والداه » است بين مضاف كه « ايّام » بوده و مضاف اليه كه « اذ نجلاه » باشد .
و مانند قول جرير بن عطيّة بن خطفى تميمى كه گفته :
تسقى اميتاحا ندى المسواك ريقتها * كما تضمّن ماء المزنة الرّصف
يعنى : آن زن ( ام عمر ) با ترى آب دهانش مسواك را در حال مسواك نمودن آب مىدهد همان طورى كه آب باران سنگهاى روى هم ريخته را دربرمىگيرد .
شاهد در فاصله شدن اجنبى يعنى « المسواك » است بين مضاف يعنى « ندى » و مضاف اليه كه « ريقتها » باشد .
و مثل آنچه در قول ابى حية النميرى آمده :