تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1182

مساهمون:

ص١١٨٢
مثال اىّ وصفيّه كه به نكره اضافه شده باشد همچون : مررت بفارس اىّ فارس . ( گذشتم به اسب‌سوارى كه اين صفت داشت نيكوسوارى بود ) . شاهد در « اىّ فارسى » است كه در آن اىّ به نكره اضافه شده و صفت است براى « بفارس » فلذا « اىّ » را بايد مجرور خواند . مثال اىّ حاليّه كه به نكره اضافه شده باشد نظير : مررت بزيد اىّ فارس ( گذشتم به زيد در حالى كه نيكوسوارى بود ) . شاهد در « اىّ فارس » است كه در آن اىّ به نكره اضافه شده و صفت است براى « زيد » از اينرو اىّ را بايد منصوب قرائت كرد . سپس مصنّف گويد : و اگر « اىّ » شرطيّه يا استفهاميّه بود مطلقا كلام را با آن كامل گردان . شارح گويد : مقصود اينست كه اىّ شرطيّه و استفهاميّه هم به معرفه اضافه شده و هم به نكره . مثال اضافه شدن اىّ به معرفه همچون : ايّما الاجلين قضيت ( هركدام از دو مدت را كه به انجام رسانم . . . ) . در اين آيه شريفه « اىّ » شرطيّه بوده و به معرفه اضافه شده . مثال اضافه شدن اىّ به نكره نظير : فباىّ حديث بعده يؤمنون . ( بعد از تكذيب آيات به كدامين حديث ايمان مىآورند ) . در اين آيه شريفه « اىّ » استفهاميّه بوده و به نكره اضافه شده است . قوله : و لا تضف لمفرد معرّف ايّا : چه اىّ استفهاميّه و چه غير آن ( موصوله و شرطيّه و وصفيّه ) . قوله : الى مثنّى او مجموع مطلقا : كلمه « مطلقا » يعنى چه معرفه و چه نكره . قوله : فاضفها اليه : ضمير مؤنّث در « اضفها » به اىّ و در « اليه » به مفرد معرّف راجع است . قوله : مع اشتراط ما سبق : منظور از « اشتراط ما سبق » اينست كه مضاف اليه تثنيه يا جمع باشد .