مثال اىّ وصفيّه كه به نكره اضافه شده باشد همچون :
مررت بفارس اىّ فارس .
( گذشتم به اسبسوارى كه اين صفت داشت نيكوسوارى بود ) .
شاهد در « اىّ فارسى » است كه در آن اىّ به نكره اضافه شده و صفت است براى « بفارس » فلذا « اىّ » را بايد مجرور خواند .
مثال اىّ حاليّه كه به نكره اضافه شده باشد نظير :
مررت بزيد اىّ فارس ( گذشتم به زيد در حالى كه نيكوسوارى بود ) .
شاهد در « اىّ فارس » است كه در آن اىّ به نكره اضافه شده و صفت است براى « زيد » از اينرو اىّ را بايد منصوب قرائت كرد .
سپس مصنّف گويد :
و اگر « اىّ » شرطيّه يا استفهاميّه بود مطلقا كلام را با آن كامل گردان .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اىّ شرطيّه و استفهاميّه هم به معرفه اضافه شده و هم به نكره .
مثال اضافه شدن اىّ به معرفه همچون :
ايّما الاجلين قضيت ( هركدام از دو مدت را كه به انجام رسانم . . . ) .
در اين آيه شريفه « اىّ » شرطيّه بوده و به معرفه اضافه شده .
مثال اضافه شدن اىّ به نكره نظير :
فباىّ حديث بعده يؤمنون .
( بعد از تكذيب آيات به كدامين حديث ايمان مىآورند ) .
در اين آيه شريفه « اىّ » استفهاميّه بوده و به نكره اضافه شده است .
قوله : و لا تضف لمفرد معرّف ايّا : چه اىّ استفهاميّه و چه غير آن ( موصوله و شرطيّه و وصفيّه ) .
قوله : الى مثنّى او مجموع مطلقا : كلمه « مطلقا » يعنى چه معرفه و چه نكره .
قوله : فاضفها اليه : ضمير مؤنّث در « اضفها » به اىّ و در « اليه » به مفرد معرّف راجع است .
قوله : مع اشتراط ما سبق : منظور از « اشتراط ما سبق » اينست كه مضاف اليه تثنيه يا جمع باشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1182
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٨٢