تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1612

مساهمون:

ص١٦١٢
اين كلام مردود است زيرا ياء حذف شده در قوّه موجود بوده پس كانّه وجود دارد در نتيجه نمىتوان گفت صيغه جمع زائل شده و اسم متمكّن امكن محسوب گرديده در نتيجه تنوين صرف به آن ملحق مىشود . زجّاج مىگويد : تنوين مزبور عوض از محو شدن حركت از ياء است نه عوض از خود ياء . شارح گويد : اين مقاله نيز مردود مىباشد زيرا لازمه آن اينست كه در « موسى » بايد تنوين را عوض از حركت آن بدانيم در حالى كه احدى به آن قائل نيست . قوله : و كن لجمع متناه : جمع منتهى الجموع آنست كه ديگر نتوان آن را جمع بست اعمّ از آنكه مفردش به صيغه مفرد بوده همچون : مصابيح كه مفردش مصباح ( چراغ ) است يا مفردش به صيغه جمع باشد همچون : ايادى كه مفردش ايدى ( دستها ) است و آن جمع « يد » به معناى دست مىباشد . قوله : فى كوان اوّله مفتوحا : به اين قيد مانند « اسد » كه جمع « اسد » است خارج مىشود چه آنكه اوّل آن مفتوح نيست . قوله : و ثالثه الفا : به اين قيد نظير اغراض و اقسام خارج مىشود زيرا حرف سوّم آنها الف نيست . قوله : غير عوض : به اين قيد نظير مقالات خارج مىشود چه آنكه الف آن عوض از « واو » مىباشد . قوله : بعدها حرفان : به اين قيد از مثل شباب كه جمع شاب است احتراز نمود . قوله : اوّلهما مكسور : به اين قيد از مثل خباثا كه مرخّم خباثات است احتراز جست . قوله : الّا لعارض : در تمام نسخه‌هائى كه حقير ديده عبارت همين طور ثبث و ضبط شده ولى به نظر مىرسد كه صحيح : لا لعارض باشد يعنى كسره حرف الف عارضى نبوده بلكه اصلى باشد و با اين قيد احتراز نمود از مثل جمالين چه آنكه كسره لام عارضى است فلذا در حال رفع آن را ضمّه داده و مىگويند : جمالون . قوله : دراهم : جمع در هم يعنى پول نقره . قوله : مساجد : جمع مسجد يعنى محلّ سجده و عبادت . قوله : كمصابيح : جمع مصباح يعنى چراغ . قوله : قناديل : جمع قنديل به معناى چراغ .