تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1607

مساهمون:

ص١٦٠٧
مثلث چه آنكه ايندو در اصل اثنين اثنين و ثلاثة ثلاثة بوده سپس از آن عدول كرده‌اند . با توجّه به اين نكته مىگوئيم : دو كلمه « مثنى » و « ثلاث » غير منصرف هستند و در عدم انصراف آنها دو سبب از اسباب نه‌گانه لحاظ و منظور گرديده و آن دو عبارتند از : عدل و وصف . و همچنين كلمه « اخر » كه جمع « اخرى » است غير منصرف بوده و وجه عدم انصرافش اينست كه هم مؤنّث بوده و هم عدل در آن مىباشد . امّا اينكه مؤنّث است بخاطر آنكه گفتيم جمع « اخرى » است و آن مؤنّث آخر مىباشد مانند فضلى كه مؤنّث افضل محسوب مىگردد . و امّا اينكه در آن عدل است بخاطر آنكه وصف افعل يعنى اسم تفضيل هرگاه از الف و لام و اضافه مجرّد باشد بايد مفرد مذكر استعمال گردد مثلا بايد بگوئيم : مررت بنسوة آخر و مررت بنساء آخر نه اينكه بجاى آن بگوئيم : مررت بنسوة اخرى و مررت بنساء اخر . بنابراين اگر عبارت دوّمى بجاى اوّل آورده شود درباره‌اش صادق است بگوئيم كه از هيئت و صيغه اصلى خود عدول نموده است . مصنّف گويد : از « واحد » تا « اربع » اگر بروزن مثنى و ثلاث بيايند همچونن ايندو غير منصرف مىباشند . شارح گويد : مثلا بگوئيم : احاد و موحد و رباع و مربع چنانچه مىگفتيم ثناء و مثنى و ثلاث و مثلث . سپس شارح گويد : و همچنين از « اربع » به بعد نيز به همين وزن شنيده شده يعنى مىگويند : خماس و مخمس ، سداس و مسدس ، سباع و مسبع و ثمان و مثمن و تساع و متسع ، و عشار و معشر . البتّه كوفيّون و زجّاج اجازه داده‌اند كه از « اربع » به بعد نيز قياسى باشند همچنانكه از واحد تا اربع وزن مزبور قياسى است . قوله : اشهلا : ميشى چشم . قوله : كارمل و يعمل : كلمه « ارمل » يعنى مرد بىزن چنانچه ارمله يعنى زن بيوه و