مصنّف گويد :
زمانى كه نون تأكيد را در حال وقف حذف كردى آنچه را كه بخاطر نون در حال وصل معدوم و حذف مىكردى اكنون برگردان .
شارح گويد :
آنچه بخاطر نون در حال وصل معدوم و حذف مىكرديم عبارتند از :
واو جمع و ياء تأنيث و نون اعراب ( نون تثنيه و جمع ) بنابراين در اخرُجُن و اخرُجِن بايد بگوئى :
اخرجوا و اخرجى .
و در هل تَخرُجُن و هل تَخرُجِن بايد بگوئى :
هل تخرجون و هل تخرجين .
مصنّف گويد :
نون تأكيد خفيفه را پس از فتحه در حال وقف بالف تبديل كن چنانچه در « قفن » مىگوئى قفا .
شارح گويد :
تتمّه كلام در نون تأكيد
گاهى نون تأكيد خفيفه حذف شده و در عين حال در هيچيك از دو مورد مذكور نيست مثل حذف آن به جهت ضرورت شعر چنانچه در قول طرفة بن عبد بكرى آمده :
اضرب عنك الهموم طارقها * ضربك بالسّيف قونس الفرس
يعنى : بيفكن از خود اندوههائى را كه در شب برتو عارض مىشوند همچون زدن تو با شمشير فرق سر اسب را .
شاهد در حذف نون از « اضرب » است به جهت ضرورت شعرى .
قوله : و اجازه يونس : ضمير منصوبى در « اجازه » به وقوع نون خفيفه بعد الالف راجع است .
قوله : و لا تتّبعان سبيل الّذين لا يعلمون : آيه ( 89 ) از سورهء يونس .
قوله : و احذفها ايضا : ضمير منصوبى در « احذفها » به نون تأكيد خفيفه راجع است .
قوله : و اردد اذا حذفتها : ضمير منصوبى در « حذفتها » به نون تأكيد خفيفه عود