( و يا به تو نشان مىدهيم برخى از آنچه به ايشان وعده دادهايم و يا تو را قبض روح مىكنيم ) .
شاهد در « نرينّك » است كه شرط براى « امّا » بوده و پهلوى آن قرار گرفته است .
مصنّف گويد :
و يا فعل مضارع فعل مثبتى بوده كه زمانش مستقبل و در مقام قسم آورده شده باشد .
شارح گويد :
ج : و يا فعل مثبتى بوده كه زمانش مستقبل و در مقام قسم آورده شده و بلام قسم متّصل باشد مانند آنچه در فرموده ديگر حقتعالى آمده :
تاللّه لتسئلنّ ( به خدا قسم هرآينه البتّه البتّه سؤال خواهيد شد ) .
شاهد در « لتسئلنّ » است كه مضارع مثبت و در جواب قسم و متّصل بلام قسم مىباشد لذا چون واجد شرط مىباشد نون تأكيد به آن ملحق گرديده است بخلاف مضارعى كه منفى باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
تاللّه تفتؤ تذكر ( به خدا سوگند پيوسته ياد يوسف كنى ) .
شاهد در « تفتو » است كه از افعال منفيّه بوده لذا چون فاقد شرط است نون به آن ملحق نگشته است و همچنين بخلاف مضارعى كه زمانش حال باشد مانند فرموده حقتعالى :
لا اقسم بيوم القيامة ( قسم به روز قيامت ) .
شاهد در « اقسم » است كه چون معنايش حال است نون تأكيد به آن ملحق نشده است .
البتّه علماء بصره و ادباء آن اين شرط را منع و انكار كرده و الحاق نون به مضارعى كه زمانش حال مىباشد را تجويز كردهاند .
و نيز بخلاف فعل مضارعى كه در مقام قسم بوده و زمانش نيز استقبال است ولى متّصل بلام قسم نمىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
لالى اللّه تحشرون ( هرآينه بسوى حقتعالى برانگيخته مىشويد ) .
شاهد در « تحشرون » است كه بين آن و لام قسم كلمه « الى اللّه » فاصله شده .
و نيز نظير :
و لسوف يعطيك ربّك ( و هرآينه عنقريب پروردگارت به تو عطاء مىكند ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1579
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٧٩