از زدن خرگوش و دور كن او را از نزد من ) .
و از آن شاذّتر و نادرتر آنست كه شخص غائب را مورد تحذير قرار دهند مثل اينكه بگوئيم :
ايّاه و ايّا الشّواب ( بايد اجتناب كند آن مرد از زنان جوان ) .
بنابراين كسانى كه تحذير در ايندو مورد را قياسى تلقّى كردهاند از طريق صواب به دور افتادهاند .
اغراء و حكم آن
مصنّف گويد :
و قرار بده مغرى به را همچون محذّر بدون « ايّا » در تمام احكامى كه بطور مفصّل بيان گرديد و شرحش داده شد .
شارح گويد :
قبلا گفته شد تحذير يا با لفظ « ايّا » صورت مىگيرد و يا با غير آن تحقّق پيدا مىنمايد و گفتيم اگر با لفظ « ايّا » واقع شود مطلقا نصبش بواسطه فعل واجب الاستتار مىباشد چه از حرف عطف استفاده شده باشد و چه آن را به كار نبرده باشند .
و اگر با غير لفظ « ايّا » تحذير نمايند استتار فعل واجب نبوده مگر در دو مورد با شرحى كه گذشت اكنون مىگوئيم :
اغراء نيز از نظر حكم همچون تحذير به غير لفظ « ايّا » مىباشد و تمام احكامى كه براى محذّر به غير ايّا بيان نموديم براى مغرى به ثابت مىباشد لذا همان طورى كه استتار فعل در تحذير به غير ايّا در دو مورد واجب بود :
الف : با عطف .
ب : در صورت تكرار محذّر منه .
عينا در اينجا نيز در دو مورد واجب مىباشد :
1 - در صورت به كار بردن حرف عطف مانند :
الاهل و الولد يعنى با اهل و ولد ملازم باش .
در اين مثال عامل واجب الاستتار « الزم » مىباشد .
2 - در موردى كه مغرى به تكرار شده باشد مانند آنچه در قول سكيندار مىآمده .
اخاك اخاك انّ من لا اخاله * كساع الى الهيجاء به غير سلاح