مصنّف گويد :
مگر با عطف يا تكرار همچون : الضيغم الضيغم يا ذا السّارى .
شارح گويد :
منظور اينست كه در موردى كه تحذير به غير لفظ « ايّا » است گفته شد استتار فعل واجب نيست بلكه اظهار و استتار هردو جايز است . اكنون مىگوئيم :
اين حكم در دو مورد استثناء شده و در ايندوجا استتار فعل واجب است و آنها عبارتند از :
الف : آنكه در تحذير به غير ايّا از عاطف استفاده شده باشد مانند :
ماز رأسك و السّيف ( اى مازن سرت را از شمشير دور كن ) .
كلمه « ماز » مناداى مرخّم بوده و تقديرش : يا مازن مىباشد و شاهد در اينست كه چون واو عاطفه در كلام آمده با اينكه تحذير به غير « ايّا » صورت گرفته معذلك ناصب واجب الاستتار است و تقدير : بعّد رأسك من السيف مىباشد .
ب : آنكه در تحذير به غير ايّا محذّر منه تكرار شده باشد مانند :
الضيغم الضيغم يعنى الاسد الاسد ( شير ، شير ) .
كه تقدير آن چنين است : بعّد نفسك من الاسد .
پس فعل واجب الاستتار « بعّد » است زيرا محذّر منه يعنى « الضيغم » تكرار شده .
تنبيه
شارح گويد :
در باب تحذير بطور مطلق چه از لفظ « ايّا » استفاده شود و چه با غير آن اين معنا صورت بگيرد غالبا و شايع اينست كه مخاطب را مورد تحذير قرار داده و وى را برحذر مىدارند ولى گاهى ندرتا غير مخاطب را نيز مورد تحذير قرار مىدهند چنانچه مصنّف گفته است :
و ايّاى شاذّ و نادر است و شاذّتر از آن « ايّاه » مىباشد و كسى كه آن را قياسى دانسته از طريق صواب بدور افتاده است .
شارح گويد :
مقصود اينست كه متكلّم را مورد تحذير قرار دادن شاذ و نادر بلكه غير قياسى است مانند اينكه بگويند : ايّاى و الشرّ يا ايّاى و ان يحذف احدكم الارنب ( دور كن من را
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1560
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٦٠