و چنانچه ملاحظه مىشود البتّه « نون » از عثمان و « راء » از منصور و « نون » از مسكين حذف شد و پس از آن حرف ما قبل آخر را كه « الف » از عثمان و « واو » از منصور و « ياء » از مسكين باشد حذف كرديم و اين سه حرف ( الف ، واو ، ياء ) پنج شرط مذكور را واجد مىباشند بخلاف كلمات :
مختار ، هبيّخ ، سعيد ، فرعون ، غرنيق .
كه ترخيم آنها جايز نيست :
امّا مختار : بخاطر آنكه « الف » اگرچه در مرتبه چهارم واقع است ولى زائده نيست زيرا اصل آن « ياء » بوده سپس بالف قلب گرديد .
و امّا هبيّخ : جهتش آنست كه ياء اگرچه از حروف لين است ولى ساكن نيست تا حذفش جايز باشد .
و امّا سعيد : علّت آن اينست كه « ياء » در مرتبهء سوّم واقعست نه چهارم .
و امّا فرعون : وجهش اينست كه « واو » اگرچه در مرتبه چهارم قرار گرفته و ساكن است ولى ما قبلش حركت مجانس كه ضمّه باشد نبوده بلكه مفتوح مىباشد .
و امّا غرنيق : نيز جهتش آنست كه ما قبل « ياء » حركت مجانس نمىباشد .
مصنّف گويد :
در حذف واو و يائى كه فتحه به آنها نسبت داده شده اختلاف است .
شارح مىگويد :
مراد اينست كه اگر حرف قبل آخر كه حذف شده « واو » يا « ياء » بوده كه قبل از آن دو حركت مجانس با آنها نبوده بلكه فتحه باشد در حذف آنها اختلاف است :
فرّاء و جرمى حذف را اجازه دادهاند زيرا ايشان شرطى را كه ما براى حذف ذكر كرديم معتبر ندانسته و بدون وجود حركت مجانس نيز حذف را بدون مانع مىدانند .
ولى غير ايندو ادباء ديگر از حذف منع كردهاند .
مصنّف گويد :
و دنباله مركّب ( جزء دوّم ) را بخاطر ترخيم حذف كن .
شارح گويد :
مانند ترخيم : معديكرب و سيبويه و بخت نصر كه گفته مىشود :
يا معدى و يا سيبّ و يا بخت .
مصنّف گويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1544
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٤٤