تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1499

مساهمون:

ص١٤٩٩
مفرد و مجرّد از الف و لام آمده به جهت حمل برلفظ « تميم » مرفوع خوانده شده . و در مثال چهارم « بشر » عطف بيان براى « غلام » كه مناداى نكره مقصوده است مىباشد و چون مفرد و مجرّد از الف و لام آمده به جهت حمل برلفظ « تميم » مرفوع آورده شده . ب : نصب تا بدين وسيله حمل برمحلّ منادى شوند مانند : يا زيد العاقل . يا زيد الكريم الّاب . يا تميم اجمعين . يا غلام بشرا . مصنّف گويد : عطف نسق و بدل را همچون مناداى مستقلّ قرار بده . شارح گويد : مقصود اينست كه اگر تابع مناداى مضموم عطف نسق يا بدل بود حكمش اينست كه آن را مستقلّ بايد فرض نمود مشروط باينكه عطف نسق مجرّد از الف و لام باشد ، بنابراين در هرموردى كه منادى مضموم مىشود ايندو ( بدل ، عطف نسق ) را نيز بايد مضموم كرد و آن در جائى است كه ايندو يا مفرد معرفه و يا نكره مقصوده باشند اعمّ از اينكه متبوع آنها يعنى منادى نيز چنين بوده يا معرب باشد . و در هرجائى كه منادى را منصوب مىكنند ايندو را نيز بايد منصوب خواند و آن در موردى است كه ايندو مضاف يا شبه مضاف يا نكره غير مقصوده باشند چه متبوعشان يعنى منادى نيز چنين بوده و چه مبنى باشد . مصنّف گويد : و اگر تابع الف و لام‌دار از قبيل عطف نسق بود پس در اعرابش دو وجه است و مختار ما رفع آن مىباشد . شارح گويد : در صورتى كه تابع منادى از قبيل عطف نسق بوده و معرّف بالف و لام باشد در آن دو وجه جايز است : الف : نصب و آن مختار ابى عمرو و يونس و جرمى مىباشد . ب : رفع و آن اختيار خليل و مازنى و مصنّف مىباشد .