بوده و در آن دو نظريّه مىباشد .
الف : رأى مصنّف و دستهاى ديگر از ادباء و آن اينست كه حذف مزبور جايز بوده منتهى قليل و نادر مىباشد .
مثال حذف حرف نداء از منادائى كه اسم جنس معيّن باشد همچون :
ثوبى حجر ( اى جامه من اين سنگ است ) .
تقدير آن : يا ثوبى هذا حجر مىباشد .
مثال حذف حرف نداء از منادائى كه اسم اشاره باشد مانند :
ثمّ انتم هولاء تقتلون ( اى گروه مخاطبين شما ايشان را مىكشيد ) .
تقدير آن : يا انتم هولاء تقتلون مىباشد .
البتّه اين قائلين اختلاف دارند در اينكه جواز حذف حرف نداء در ايندو مورد آيا قياسى است يا سماعى مىباشد .
بصريّون و مصنّف معتقدند كه حذف سماعى است ولى كوفيّون مىگويند قياسى مىباشد .
ب : رأى دستهاى ديگر از ادباء و آن اينست كه حذف سماعا و قياسا ممنوع است .
مصنّف در تضعيف و تخطئه اين قول مىگويد :
ملامتكننده اين قول را يارى كن زيرا اين قائل در اين منع بخطاء رفته است .
مصنّف گويد :
اسم معرفهاى كه مناداى مفرد است را مبنى برآنچه رفعش به آنست بنما .
شارح گويد :
مقصود اينست كه : منادائى كه مفرد و معرفه است اعمّ از آنكه تعريفش بخاطر علميّت بوده يا قصد تعريف باعث معرفه بودنش گرديده باشد حكمش آنست كه بعد از نداء مبنى برحالت رفعى مىباشد ، بنابراين اگر به صيغه مفرد بيايد مبنى برضمّ مىشود مانند :
يا زيد .
و اگر به صيغه تثنيه آورده شود مبنى برالف و نون است همچون :
يا زيدان .
و اگر به صيغه جمع بيايد مبنى برواو و نون مىگردد نظير :
يا زيدون .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1483
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٨٣