فاليوم قرّبت تهجونا و تشتمنا * فما بك و الايّام من عجب
يعنى : در امروز بحالى افتادهاى كه ما را مذمّت نموده و دشنام ميدهى پس برو پى كار خويش كه از تو و روزگار هيچ تعجّبى نمىباشد .
شاهد در « الايّام » بوده كه مجرور است تا عطف باشد بر « كاف » و معذلك همان طورى كه ملاحظه مىكنيم خافض يعنى « باء » برسر آن داخل نشده است .
حذف فاء و شرط جواز آن
مصنّف گويد :
گاهى « فاء » با آنچه بوسيله آن عطف شده حذف مىشود .
شارح گويد :
و آن در صورتى است كه از اشتباه در امان باشيم مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدّة من ايّام اخر .
( پس كسى كه از شما مريض بوده يا در سفر باشد و سپس روزهاش را افطار كند پس لازم است آن را در ايّامى ديگر بگيرد ) .
تقدير آن فافطر فعدّة من ايّام اخر مىباشد پس ( فاء ) و معطوف به آن يعنى ( افطر ) حذف گرديده است .
حذف واو و شرط جواز آن
مصنّف گويد :
« واو » نيز زمانى حذف مىشود و آن در وقتى است كه اشتباهى در بين نباشد :
شارح گويد :
يعنى « واو » با آنچه بوسيله آن عطف شده حذف مىگردد مشروط باينكه اشتباهى حاصل نشود مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
و جعل لكم سرابيل تقيكم الحرّ ( قرار داد خداوند براى شما جامههائى كه از گرما و سرما حفظتان كند ) .
تقدير آن : تقيكم الحرّ و البرد مىباشد پس « واو » و معطوف به آن يعنى « البرد » حذف گرديده است .
و گاهى عاطف به تنهائى حذف مىشود همچون فرموده رسول اكرم صلّى اللّه