ديگر بين عاطف و معطوف اليه فاصله بيانداز .
شارح گويد :
مراد اينست كه : اگر بخواهيم به ضمير متّصل مرفوع اعمّ از آنكه بارز بوده يا مستتر باشد كلمهاى را عطف كنيم حكم اينست كه بين عاطف و معطوف اليه يا با ضمير منفصل بايد فاصله قرار دهيم همچون :
كنتم انتم و آبائكم ( هستيد شما و پدران شما ) .
شاهد در عطف « آبائكم » است به « ثمّ » كه بين آن و عاطف يعنى « او » ضمير منفصل يعنى « انتم » فاصله آورده شده .
و مانند :
اسكن انت و زوجك الجنّة ( تو و همسرت در بهشت سكنا گزينيد ) .
شاهد در عطف « زوجك » است به ضمير مستتر در « اسكن » كه بين آن و عاطف يعنى « واو » ضمير منفصل يعنى « انت » فاصله شده است .
و يا با فاصلى ديگر بين آنها لازمست فاصله آورد مانند :
يدخلونها و من صلح ( داخل آن مىشوند و كسانى كه صالح هستند ) .
شاهد در عطف « من » به ضمير فاعلى در « يدخلونها » است كه بين آن و عاطف يعنى « واو » ضمير مؤنّث « ها » فاصله شده است .
و نظير :
ما اشركنا و لا آبائنا ( شرك نياورديم ما و نه پدران ما ) .
شاهد در عطف « آبائنا » است به ضمير « نا » در « اشركنا » و بين آن و عاطف كه « لا » باشد « واو » فاصله شده .
مصنّف گويد :
و در نظم بطور فراوان اين عطف بدون فاصله وارد مىشود ولى در عين حال ضعف آن را معتقد باش .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اين عطف در نظم بدون فاصله فراوان ديده شده و در نثر قليلا وارد گرديده است .
مثال نظم همچون قول جرير بن عطيّة بن خطفى :
و رجى الا خيطل من سفاهة رأيه * ما لم يكن و اب له لينالا