سؤال
در پارهاى از عبارات ديده شده كه « فاء » براى تعقيب نيست بلكه زمان معطوف اليه بعد از معطوف مىباشد مانند فرموده حقتعالى :
و كم من قرية اهلكناها فجائها بأسنا بياتا ( بسا طائفه را كه ما هلاك كرديم پس آمد عذاب ما ايشان را در حالى كه بخواب راحت بودند ) .
چه آنكه ابتداء بأس و عذاب آمده و سپس هلاكت حاصل مىشود نه عكس آن .
جواب
امّا آيه شريفه مذكور بايد بگوئيم معنايش اينست كه :
و كم من قرية اردنا اهلاكها فجائها . . . الخ .
و بدين ترتيب « فاء » براى تعقيب بوده و در اين آيه تخلّفى حاصل نشده است .
سؤال و اشكال ديگر
گفته شد كه « فاء » براى اتّصال و تعقيب مىآيد و معناى آن اينست كه بين معطوف و معطوف اليه نبايد فاصله زمانى باشد بلكه بلافاصله پشت سر هم واقع شوند در حالى كه در پارهاى عبارات ديدهايم بين معطوف و معطوف اليه زمان زيادى فاصله شده پس « فاء » براى تعقيب نمىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
و الّذى اخرج المرعى ، فجعله غثاءا احوى ( كسى كه روياند گياه را از زمين پس آن را خشك و سياه نمود ) .
جواب
امّا آيه شريفه مذكور بايد بگوئيم معنايش اينست كه :
و الّذى اخرج المرعى ، فمضت مدّة ، فجعله . . . الخ .
بنابراين فاء براى تعقيب آمده و بين معطوف و معطوف اليه فاصله زمانى نشده است .
مصنّف گويد :
« ثمّ » براى ترتيب با انفصال مىباشد .
شارح گويد :
مقصود از « انفصال » مهلت و فاصله مىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1422
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٢٢