تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1422

مساهمون:

ص١٤٢٢
سؤال در پاره‌اى از عبارات ديده شده كه « فاء » براى تعقيب نيست بلكه زمان معطوف اليه بعد از معطوف مىباشد مانند فرموده حقتعالى : و كم من قرية اهلكناها فجائها بأسنا بياتا ( بسا طائفه را كه ما هلاك كرديم پس آمد عذاب ما ايشان را در حالى كه بخواب راحت بودند ) . چه آنكه ابتداء بأس و عذاب آمده و سپس هلاكت حاصل مىشود نه عكس آن . جواب امّا آيه شريفه مذكور بايد بگوئيم معنايش اينست كه : و كم من قرية اردنا اهلاكها فجائها . . . الخ . و بدين ترتيب « فاء » براى تعقيب بوده و در اين آيه تخلّفى حاصل نشده است . سؤال و اشكال ديگر گفته شد كه « فاء » براى اتّصال و تعقيب مىآيد و معناى آن اينست كه بين معطوف و معطوف اليه نبايد فاصله زمانى باشد بلكه بلافاصله پشت سر هم واقع شوند در حالى كه در پاره‌اى عبارات ديده‌ايم بين معطوف و معطوف اليه زمان زيادى فاصله شده پس « فاء » براى تعقيب نمىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده : و الّذى اخرج المرعى ، فجعله غثاءا احوى ( كسى كه روياند گياه را از زمين پس آن را خشك و سياه نمود ) . جواب امّا آيه شريفه مذكور بايد بگوئيم معنايش اينست كه : و الّذى اخرج المرعى ، فمضت مدّة ، فجعله . . . الخ . بنابراين فاء براى تعقيب آمده و بين معطوف و معطوف اليه فاصله زمانى نشده است . مصنّف گويد : « ثمّ » براى ترتيب با انفصال مىباشد . شارح گويد : مقصود از « انفصال » مهلت و فاصله مىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى