گرديد ) .
شاهد در « لكن » است كه « طلا » را لفظا به « امرء » عطف نموده .
مصنّف گويد :
پس با « واو » عطف نما سابق يا لاحق و يا مصاحب در حكم را .
شارح گويد :
عطف لاحق برسابق مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
و لقد ارسلنا نوحا و ابراهيم ( هرآينه فرستاديم نوح و ابراهيم را ) .
شاد در « واو » است كه ابراهيم را به « نوح » عطف كرده و معلوم است زمان حضرت ابراهيم عليه السلام بعد از حضرت نوح عليه السلام مىباشد .
و عطف سابق برلاحق همچون :
كذلك يوحى اليك و الى الّذين من قبلك ( اينچنين به تو وحى شد و به كسانى كه پيش از تو بودهاند ) .
شاهد در « واو » است كه « الى الّذين . . . » را به « اليك » عطف نموده و پر واضح است الى الّذين من قبلك سابق بر « اليك » مىباشد .
و عطف مصاحب همچون فرموده حقتعالى :
فانجيناه و اصحاب السفينة ( پس ، او و سرنشينان كشتى را نجات داديم ) .
شاهد در « واو » است كه « اصحاب السفينة » را به ضمير منصوبى در « انجيناه » عطف كرده و زمان متعاطفين مقارن و مصاحب مىباشد .
قوله : و المصدر بالتسكين : يعنى به سكون سين « نسق » .
قوله : و لقد ارسلنا نوحا و ابراهيما : آيه ( 26 ) از سوره حديد .
قوله : كذلك يوحى اليك الخ : آيه ( 3 ) از سوره شورى .
قوله : فانجيناه و اصحاب السفينة : آيه ( 15 ) از سوره عنكبوت .
متن : « 544 »
و اخصص بها عطف الّذى لا يغنى * متبوعه كاصطفّ هذا و ابنى
تجزيه و تركيب
واو : عاطفه .
اخصص : فعل امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر .