تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1418

مساهمون:

ص١٤١٨
شارح گويد : كلمه « متبع » در متن مصنّف بكسر باء بوده يعنى تابع قرار دهنده و حاصل آنكه : عطف نسق عبارتست از كلمه‌اى كه بعد از حرفى باشد كه آن حرف ما بعدش را تابع ما قبل قرار دهد مانند : اخصص بودّ و ثناء من صدق ( اختصاص بد به محبّت و ستايش كسى را كه راست مىگويد ) . مصنّف گويد : عطف بطور مطلق با : واو ، ثمّ ، فاء ، حتّى ، ام ، و او صورت مىگيرد ، مانند فيك صدق و وفاء . شارح گويد : مقصود اينست كه حروف عاطفه ذيل : واو ، ثمّ ، فاء ، حتّى ، ام ، او . معطوف را لفظا و معنا به معطوف اليه مرتبط مىسازند . البتّه در « واو » و « ثمّ » و « فاء » و « حتّى » بالاجماع امر چنين بوده و در باقى حروف بنابر رأى صواب و صحيح اينطور مىباشد . مانند : فيك صدق و وفاء ( در تو راستى و وفاء مىباشد ) . شاهد در « واو » است كه « وفاء » را لفظا و معنا به « صدق » عطف كرده است . مصنّف گويد : بل و لا و لكن فقط در لفظ تابع را به متبوع عطف مىكنند مانند : لم يبدء امرء لكن طلا . شارح گويد : مقصود اينست كه حروف مذكور معطوف را به معطوف اليه تنها در لفظ مرتبط مىسازند نه در معنا . البتّه « بل » از نظر سيبويه و « لكن » و « لا » بعقيده تمام ادباء اينطور مىباشند . ناگفته نماند كه « ليس » نيز از نظر كوفيّون حرف عاطفه‌اى است كه معطوف را لفظا به معطوف اليه مرتبط مىسازد . مانند : لم يبدو امرء لكن طلا ( مردى ظاهر و نمايان نشد ولى گوساله وحشى پيدا