كلا ) و ( كلتا ) و ( جميعا ) قال المصنّف : و أغفلها أكثر النّحويّين ، و نبّه سيبويه على أنّها بمنزلة كلّ ، معنى و استعمالا ، و لم يذكر لها شاهدا من كلام العرب . و ائت ( بالضّمير ) المطابق ( موصلا ) بهذه الأربعة ، ك :
هم جميعهم لقوهم كلّهم * و الدّار صارت كلّها محلّهم
ترجمه و شرح
دوّم از توابع تأكيد و احكام آن
شارح گويد :
به توكيد ، تأكيد نيز گفته مىشود و آن طبق تعريفى كه مصنّف در شرح كافيه نموده عبارتست از تابعى كه بواسطه آن بيان مىكنند از متبوع ظاهرش اراده شده است .
مصنّف گويد :
بواسطه « نفس » يا « عين » اسم تأكيد مىشود در حالى كه هركدام از ايندو با ضميرى بوده كه با مؤكّد مطابقت دارند .
شارح گويد :
مقصود اينست كه به واسطه نفس يا عين كه به معناى ذات هستند اسم را تأكيد معنوى مىنمايند و اين تأكيد مقتضى تقرير و تثبيت متبوع مىباشد .
البتّه بايد توجّه داشت كه بايندو ضميرى كه با مؤكّد ( بفتح كاف ) در افراد و تذكير و فرع ايندو مطابق است متّصل مىگردد مانند :
جاء زيد نفسه متيّما بهند نفسها .
( آمد زيد خودش ، زيدى كه به خود هند نه ديگرى عشق ورزنده بود ) .
در اين مثال « نفسه » و « نفسها » زيد و هند را تأكيد كردهاند و چنانچه مشاهده مىكنيم در اوّلى ضميرى به « نفس » متّصل شده كه با زيد در افراد و تذكير مطابقت نموده و به دوّمى ضميرى متّصل شده كه با هند در افراد و تأنيث تطابق دارد .
مصنّف گويد :
نفس و عين اگر تابع براى غير مفرد باشند آنها را بروزن « افعل » جمع ببند تا از لغت تبعيّت كرده باشى .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اگر لفظى را كه غير مفرد است همچون تثنيه يا جمع بخواهيم