تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1383

مساهمون:

ص١٣٨٣
خبريّت مرفوع مىخوانيم و يا فعلى كه ناصب است را مقدّر گرفته و آن را مفعولش قرار مىدهيم . البتّه هيچ كدام از ايندو يعنى مبتداء و ناصب ابدا در كلام ظاهر نمىشوند مانند : الحمد للّه الحميد ( جنس حمد مختصّ به خداوند است ، او حميد و ستوده مىباشد ) . در اين مثال كلمه « الحميد » كه قبلا نعت براى « للّه » بوده و مجرور خوانده مىشد از صفت بودن قطع گرديده و مرفوع خوانده شده تا خبر براى مبتداء محذوف باشد يعنى : هو الحميد . و نظير : و امرأته حمّالة الحطب ( زن او ، باركش هيزم بود ) . در اين آيه شريفه « حمّالة الحطب » قبلا صفت براى « امرأته » بوده و سپس از صفت بودن قطع شده و منصوب قرائت گرديده تا مفعول براى فعل مقدّر يعنى « اذمّ » باشد . مصنّف گويد : هركدام از موصوف و صفت كه معلوم باشند خذفشان جايز است . شارح گويد : مانند : و عندهم قاصرات الطّرف ( در بزم حضورشان حوران زيباچشمى بوده كه به غير شوهر خود به هيچكس نمىنگرند ) . در اين آيه شريفه موصوف كه « الحوران » باشد حذف شده زيرا بدون آوردن معلوم و مشخص است . و نظير : فلم اعط شيئا و لم امنع ( پس چيزى نافع به من داده نشد و از چيزى منع نشدم ) . شاهد در حذف صفت است و تقدير : فلم اعط شيئا طائلا مىباشد . مصنّف گويد : ولى حذف نعت كم و نادر است . شارح گويد : بخلاف حذف منعوت كه كثير و فراوان مىباشد . قوله : و لا يكون النّعت حينئذ : كلمه « حينئذ » يعنى حين يكون المنعوت مثنى او مجموعا .