تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1372

مساهمون:

ص١٣٧٢
و اتّقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه . ( بترسيد از روزى كه در آن روز به سوى حقتعالى باز گردانده مىشويد ) . شاهد در « يوما » است كه لفظا نكره بوده نه معنا چه آنكه مشخّص و معلوم است كه مقصود از آن روز قيامت مىباشد لذا صفتش را جمله « ترجعون فيه الى اللّه » آورده‌ايم . يا معنا نكره باشد مانند آنچه در قول مردى از بنى سلول آمده :
و لقد امرّ على اللئيم يسبّنى * فمضيت ثمّة قلت لا يعنينى
يعنى : همانا گذشتم برشخص پستى كه مرا دشنام مىداد ، پس از او گذشتم سپس گفتم وى مرا قصد نكرده است . شاهد در « اللئيم » است كه لفظا نكره نيست ولى معنا ناشناخته و غير معروف مىباشد لذا صفتش را جمله « يسبّنى » آورده‌ايم . مصنّف گويد : پس به جمله‌اى كه صفت براى نكره واقع شده آنچه را كه در حال خبر بودن اعطاء مىكنند ، اعطاء مىنمايند . مقصود اينست كه تمام احكامى كه به جمله خبريّه اعطاء شده بدون كم و زياد به جمله وصفيّه نيز اعطاء مىشود از قبيل : 1 - وجود رابط در آن . 2 - متعلّق بودنش بطور لزوم و وجوب به محذوف در صورتى كه ظرف يا جارّ و مجرور بوده باشد . و همچنين غير ايندو حكم از احكام ديگرى كه سابقا ذكر شدند . قوله : و صاحبه : يعنى و صاحب حدث . قوله : و شبهه : يعنى شبه مشتقّ . قوله : و هو ما اقيم مقامه : ضمير در « مقامه » به مشتقّ راجع است . قوله : و اتّقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه : آيه ( 281 ) از سورهء بقره . قوله : فاعطيت حينئذ : يعنى حين وقعت الجملة صفة للنكرة . قوله : من الرابط : چنانچه گوئيم : جائنى رجل قام ابوه . در اين مثال رابط ضمير « ابوه » مىباشد . قوله : اذا كانت ظرفا الخ : مانند : مررت برجل فى الدار .