و اتّقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه .
( بترسيد از روزى كه در آن روز به سوى حقتعالى باز گردانده مىشويد ) .
شاهد در « يوما » است كه لفظا نكره بوده نه معنا چه آنكه مشخّص و معلوم است كه مقصود از آن روز قيامت مىباشد لذا صفتش را جمله « ترجعون فيه الى اللّه » آوردهايم .
يا معنا نكره باشد مانند آنچه در قول مردى از بنى سلول آمده :
و لقد امرّ على اللئيم يسبّنى * فمضيت ثمّة قلت لا يعنينى
يعنى : همانا گذشتم برشخص پستى كه مرا دشنام مىداد ، پس از او گذشتم سپس گفتم وى مرا قصد نكرده است .
شاهد در « اللئيم » است كه لفظا نكره نيست ولى معنا ناشناخته و غير معروف مىباشد لذا صفتش را جمله « يسبّنى » آوردهايم .
مصنّف گويد :
پس به جملهاى كه صفت براى نكره واقع شده آنچه را كه در حال خبر بودن اعطاء مىكنند ، اعطاء مىنمايند .
مقصود اينست كه تمام احكامى كه به جمله خبريّه اعطاء شده بدون كم و زياد به جمله وصفيّه نيز اعطاء مىشود از قبيل :
1 - وجود رابط در آن .
2 - متعلّق بودنش بطور لزوم و وجوب به محذوف در صورتى كه ظرف يا جارّ و مجرور بوده باشد .
و همچنين غير ايندو حكم از احكام ديگرى كه سابقا ذكر شدند .
قوله : و صاحبه : يعنى و صاحب حدث .
قوله : و شبهه : يعنى شبه مشتقّ .
قوله : و هو ما اقيم مقامه : ضمير در « مقامه » به مشتقّ راجع است .
قوله : و اتّقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه : آيه ( 281 ) از سورهء بقره .
قوله : فاعطيت حينئذ : يعنى حين وقعت الجملة صفة للنكرة .
قوله : من الرابط : چنانچه گوئيم : جائنى رجل قام ابوه .
در اين مثال رابط ضمير « ابوه » مىباشد .
قوله : اذا كانت ظرفا الخ : مانند : مررت برجل فى الدار .