شارح گويد :
مراد اينست كه اگر اسم تفضيل به معرفه اضافه شود در آن دو وجه جائز است :
وجه اوّل : آن را همچون مجرّد از اضافه و الف و لام بياوريم يعنى مطلقا به صيغه مفرد مذكّر آورده شود اعمّ از آنكه موصوفش مفرد بوده يا غير مفرد باشد ، مذكر بوده يا مؤنّث باشد مانند :
و لتجدنّهم احرص الناس على حيوة ( هرآينه مىيابى ايشان يعنى يهود را كه برزندگانى مادى حريصتر از همه مردم مىباشند ) .
شاهد در « احرص » است كه به « الناس » اضافه شده و چون اين لفظ معرفه است كلمه « احرص » به صيغه مفرد مذكّر آمده با اينكه موصوفش يعنى « هم » جمع مىباشد .
وجه دوّم : آن را همچون معرّف بالف و لام بياوريم يعنى مطابق با موصوفش باشد نظير :
اكابر مجرميها ، قبل از آيه چنين است :
و كذلك جعلنا فى كلّ قرية اكابر مجرميها ( چنين قرار داديم كه در هرديارى رؤساى بدكار ستمگر با مردم آنجا مكر كنند ) .
شاهد در « اكابر » است كه جمع « اكبر » بوده و چون به معرفه يعنى « مجرميها » اضافه شده حكم معرف بالف و لام را پيدا كرده و با موصوفش يعنى « رؤساء » كه محذوف است از حيث تذكير و جمع مطابق آورده شده .
مصنّف گويد :
دو وجهى كه گفته شد زمانى است كه كلمه « من » در نيّت باشد ولى اگر آن را در نيّت نگيرى لازم است اسم تفضيل را مطابق موصوفى كه با او مقرون شده بياورى .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اين حكم ( جريان دو وجه ) در وقتى است كه به واسطه اسم تفضيل مذكور ( اسم تفضيلى كه به معرفه اضافه شده ) قصد تفضيل و برترى دادن داشته باشى و به عبارت ديگر افعل تفضيلى بوده نه وصفى و اين معنا با در نيّت گرفتن لفظ « من » تحقّق مىيابد .
ولى اگر قصد تفضيل نبوده و افعل باصطلاح وصفى باشد و بدين ترتيب لفظ « من » را در نيّت نگرفتيم حكم آنست كه اسم تفضيل بايد حتما با موصوفى كه مقرون با آن است مطابق باشد مانند :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1351
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٥١